|
در ترجمهی متون تخصصی
به ياد كريم امامی
كريم
امامی به تازهگی درگذشت! بیشك نياز به گفتن ما نيست كه او وزنهای در ترجمه و
ويرايش بود، و نيز كاردان و خبرهی صنعت چاپ. توجه به
خاطرات عبدالرحيم جعفری، بنيانگذار انتشارات اميركبير _ كه اتفاقی
ماندگار در تاريخ نشر فارسیست، خود نشانگر جایگاه و مرتبهی بلند
امامیست.
سخن كوتاه
كردن شايستهتر و گريزی به پارهای از نوشتهی خواندنیاش در مجموعهی
«از پست و بلند ترجمه» زدن، نيكوترين كار برای گرامیداشت خاطرهاش كه
از دست ما بر میآيد:
[در
ترجمه] مورد اصطلاحات تخصصی هم مهم است، و اينجا در يكی از
لغزندهترين عرصههای نگارشی هستيم. مترجم يك متن پزشكی چه بايد بكند؟
يا يك متن مهندسی؟ يا يك متن هنری؟ اصطلاحات زبان اصلی را عينا به كار
ببرد؟ خودش اصطلاح فارسی تازهای بسازد؟ ببيند ديگران پيش از او چه
نوشتهاند و در واقع كدام واژههای جديد جا افتادهاند و در سطح وسيعی
در حرفه به كار میروند و كدام پيشنهادها قبول عام نيافتهاند؟ تا به
حال، مترجمان به روشهای گوناگونی عمل كرده و طبعا نتايج متفاوتی
گرفتهاند. نمونههايی از اين مشیهای مختلف، در حالتهای معتدل و
افراطی، هر دو موجود است و با توجه به اين نمونهها و نتايج بهدست
آمده است كه كمكم داريم راه دشوار و باريكی را به عنوان مسيری درست
باز میشناسيم.
در واقع،
قسمتی از اشكال كار از اينجا ناشی میشود كه گرايشهای متفاوت و حتا
متضادی در اين ميان وجود داشته است. نمونهای از استدلال طرفداران يكی
از گرايشها: "با كامپيوتر كه كار میكنيم، اگر معطل اصطلاحات فارسی
بمانيم، ازب پيشگامان عقب میمانيم. اين صفحهی كوچك ده در ده را
diskette
/ ديسكت میخوانيم. صفحهای را كه به آن نگاه میكنيد
monitor
/ مانيتور است ... استفادهكنندهی ايرانی يا غيرايرانی اين اشياء را
به همين نامها میشناسد و فروشنده آنها را با استفاده از همين نامها
میفروشد. به ژاپنیها نگاه كنيد كه امروزه پيش روترين ملت جهاناند.
يك واژه از اين واژهها را به زبان خودشان ترجمه نكردهاند، چون می
دانند اگر برای اين كارها معطل بمانند، از كار اصلیشان كه ساختن و
فروختن اين كالاهاست، عقب میمانند."
استدلال
طرف مقابل هم به اندازهی كافی آشناست: "اگر ما دربست همهی اصطلاحات
بيگانه را بپذيريم، پس تكليف زبان و مليت ما چه میشود؟ زبان فارسی در
اندكزمانی استقلال خودش را از دست میدهد و میشود يكی از توابع زبان
انگليسی. ما بايد برای همهی اين اصطلاحات بيگانه معادلهای فارسی
بسازيم. به زبان اردو نگاه كنيد و ببينيد در عالم علم چه به سر آن آمده
است. همهی اصطلاحاتی كه به كار میبرند انگليسیست."
اين
اصطلاحات را چه كسی بايد بسازد؟ مترجمی كه كتاب را ترجمه میكند؟
استادی كه موضوع را درس میدهد؟ يا گروهی متشكل از مترجم و استاد و
كارشناس؟ نكتهای كه بايد به آن توجه كنيم، و ظاهرا كم تر توجه
میكنيم، آن است كه واژهی نوساخته تا رواج نيافته و بار معنايی واژهی
خارجی را پيدا نكرده، واژهایست غريبه و ناآشنا كه خواننده در هر مورد
برخورد با آن بايد ترمز كند و از خودش بپرسد اين چيست و چه معنی
میدهد. وقتی ترجمه انباشته از چنين «نوباژه»هايی باشد، متن مطلقا
نامفهوم میشود، و كار اصلی مترجم كه انتقال مفاهيم از يك زبان به زبان
ديگر است، مختل میگردد. در اين قبيل موارد، خوانندهی آشنا به زبان
اصلی ناچار است در ذهن خود اول واژههای جديد را به زبان مبدأ برگرداند
تا بلكه چيزی دستگيرش بشود. خوانندهی ناَشنا به زبان اصلی فقط
میتواند ترجمه را كنار بگذارد و ذهناش را آسوده كند. شور و شوق بعضی
از دوستان مترجم برای واژهسازی به حدیست كه در اين ميان ترجمه را
فراموش و در حقيقت فدا میكنند.
راه
رستگاری كه شبحی از آن در دوردست در دامنهی افق ديده میشود، كدام
است؟ واضح است كه نسل كنونی مترجمان ما به پذيرفتن بی قيد و شرط
واژههای خارجی در مورد اصطلاحات تخصصی رضايت نخواهند داد، حتا اگر در
حرفه، در كارگاهها، اين پذيرش يك واقعيت قابل لمس باشد. قابليت
واژهسازی زبان فارسی در چند دههی اخير به كار افتاده و تقويت شده، و
در مواردی كه مؤلفان و مترجمان توانستهاند معادلهای ساده و مفهومی
ارائه كنند، به سرعت قبول عام يافته، در وسايل ارتباط جمعی و حتا در
كلام بزرگان هم به كار رفته، و امروزه نه تنها در پایتخت كه در گشه و
كنارهای وطن پهناور ما هم رواج پيدا كردهاند. و برعكس هستند بسياری
پيشنهادهای افراطی و نابرخوردار از حسن سليقه و ذوق سليم كه تنها موجب
خنده و تمسخر شده و فراموش گشتهاند. راح صحيح، اول پذيرفتن واژههای
رايج است و خودداری از اعمال هر گونه تعصب، چه ملیگرايانه چه
بيگانهستيز و مخصوصا عربیستيز، در برخورد با اين نوع واژهها. و دوم
تشكيل كميسيونهای تخصصی برای ارزشيابی پيشنهادها و گزينش بهترين
آنها، و تنظيم واژهنامههای دو سه زبانهی تخصصی و طبع و نشر آنها
به شكل منظم و سازمانيافته. چون وجود همين واژهنامهها خود باعث
تثبيت و جاافتادن بهترين واژههای جديد میشود، و مترجمان را از
سردرگمی نجات میدهد.*
*
برگرفته از صفحات 190 تا 192 كتاب «از پست و بلند ترجمه» (انتشارات
نيلوفر).
é |