|
اين همانی يك غيرقديس
نيلوفر ذكايی
niloofarz56 [
@ ] yahoo.com
|

تزار با نشان دادن تمثال موجودی كه حتا از خودش متعالیتر است،
سپاهاش را متبرك میكند. |
از قديم
مردم پادشاه را نمايندهی خدا بر زمين میدانستند و «فر» خداوندی را در
او میديدند. پادشاهان هم میدانستند كه علت اقتدارشان اعتقادات دينی و
سنتی مردم است نسبت به آنها. بنا بر اين پادشاهی در جهان سنت هميشه
تلاش میكرد خود را با اعتقادات مردم حفظ كند. چه كورش كبير، كه اهورای
زمينی بود، چه توتانخآمون، چه سزار _ با آن كشتارهای مقدساش، تا
برسد به تزار.
فروپاشی
هر كدام شايد حذف فر ايزدی از پادشاهیشان بود. اما وقتی شاهان از شكوه
خداوندی خالی میشوند، چهگونه حكومت خداوندی روی زمين توان ادامه دادن
پيدا میكند؟ چه محمدرضا شاه باشد، چه ملك فاروق، چه دموكراسی، چه
لنينيسم 1918 و انقلاب اكتبر روسيه.
سرانجام،
پايان همين تزار هم مرگ در تاريكی يك چاه بود.
منبع عكس: كتاب قرن
(Century)، انتشارت فيدون
(Phadone)
é |