سال سوم، شماره شانزده مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

هفتان و ...

خاتمی و مشروطه و ...

زنده‌گی‌ الاهی ...

پاره‌ی چندم - يادم نيست!

بليد رانر (Blade Runner)

ريشه‌ها، داستان پهلوانی (2)

افسرده‌گی - دو

سايبرپانك

اين همانی يك غيرقديس

صدای رنگ‌ها

حديث بی‌قراری پيمان

ديوانه را بگيريد

جشن‌های آكاردئون

پرواز

درد را ...

مرگ، بوسه‌ی باران بر درياست

در سوگ ...

شاملو مظلوم نزيست

موريانه

سؤال

جغرافيا

 

 يك نگاه متفاوت به ... / در همين ارتباط:

 بليد رانر (Blade Runner)

 

 

 باز هم از شهاب در همين شماره:

 افسرده‌گی - دو

 

 

 

سايبرپانك*

تهيه و ترجمه از شهاب مباشری

shahab [ @ ] forough.net

 

داروهای هوش‌مند، راك اند رول ساخته‌گی، ارتباطات عاطفی مجازی، ملغمه‌ی فرهنگی پول‌آفرين! اين‌ها همه جنبه‌ای از سياحت در دنيای كامپيوتر هستند، البته سياحت در كنج و گوشه‌ی تاريكی كه كم‌تر نوری بر آن تابيده تا بشناسيم‌اش!

 

چند خطی كه خوانديد بخشی از مطلب فيليپ المر دوئيت است كه در فوريه 1993 در نشريه‌ی تايم به انتشار رسيد. در بخش ديگری از اين مقاله كه اهميت‌اش باعث شد تا داستان روی جلد آن شماره‌ی تايم باشد، آمده است:

 

دهه‌ی 1950 زمانه‌ی بيتنيك‌ها بود، وقتی كه كافه‌ها و رستوران‌ها پاتوق آن‌ها شد برای رويارويی با اقتدارگرايی بعد از جنگ دوران آيزنهاور.1 دهه‌ی 1960 زمانه‌ای بود كه هيپی‌ها ظهور كردند و فعاليت‌های ضدجنگ خود را در پرده‌ی سكس، مواد مخدر و موسيقی راك پوشاندند. حالا سر و كله‌ی يك خرده‌فرهنگ از زيرزمين پيدا شده است و دارد خودش را در صفحه‌ی نمايش كامپيوترها و به شكل ابرمتن‌هايی كه چشم به آينده دوخته‌اند، به منصه‌ی ظهور می‌رساند. آن چه سايبرپانك ناميده می‌شود، كلمه‌ای نوظهور در اواخر قرن بيستم كه ريشه از دو اصطلاح ديگر می‌گيرد: فضای سايبر (علم ارتباطات و نظريه‌ی كنترل) و پانك (يك جريان و جنبش اعتراضی به شرايط اجتماعی). حالا خودتان ببينيد با تركيب فحوای اين دو عبارت، از ماهيت سايبرپانك چه بويی به مشام می‌رسد!

 

بياييد تا يك جور ديگر هم وارد ماجرا شويم. نظرتان با يك مرور تاريخی چيست؟ هر وقت به مفهومی رسيديم كه خوب، نياز به بحث و تعريف داشت، می‌ايستيم. پس ...

در دهه‌ی سی واژه‌ی پانك به مفهوم كلی جنايت و خلاف اشاره می‌كرد. در سال 1948 نوربرت واينر برای نخستين بار تعبير دانش سايبرنتيك را به كار برد. طی سال‌ها كه واژه‌ی پانك كاركرد خاصی نيافته بود و نمودی بيرونی نداشت، پيش‌وند سايبر و تعابير مرتبط در مباحث علوم پايه و دانش ارتباطات، همين‌طور حوزه‌ی علوم انسانی، بيش‌تر و بيش‌تر خودنمايی می‌كرد، مثلا در سال 1960 مانفرد كلاينز اصطلاح سايبورگ را وضع كرد.  پديده‌هايی كه از در هم آميختن انسان و تكنولوژی موجوديت ديگرگونه‌ای از زنده‌گی را پديدار می‌كردند. سايبورگ در ابتدا مجالی بود برای بال و پر دادن به خيالات انسان كه تجربه‌های مدرن علمی را بازی‌گوشانه _ نه به آن معنای سرگرمی‌های كودكانه _ رنگ و بويی ديگر می‌داد. تا اين كه در نيمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد ميلادی جنبش پانك متولد شد، ميوه داد و بدل به يك جريان جدی اجتماعی گشت.

تصويری از فيلم استثنايی «بليد رانر» كه از شاخصه‌های هميشه زنده و به خاطر ماندنی داستان‌های علمی تخيلی معطوف به خرده‌فرهنگ سايبرپانك است. در فيلم سايبورگ‌ها يا روبوت‌های انسان‌نمايی با قدرت فراوانِ ماشينی كه توسط انسان پيروز به برده‌گی كشيده شده‌اند، برای آزادی و رهايی قيام می‌كنند. علم و دانايی آدمی به آن‌جا رسيده كه برای تشخيص مصنوعات شبيه‌سازی شده‌ی دست خودش از مخلوقات طبيعی نياز به اختراع اسباب و ادوات غريبی دارد كه آن‌ها هم مبتنی بر معنا و هوش‌مندی روان‌شناسانه‌ای كار می‌كنند. و يا قابليت كامپيوترها به آن‌جا رسيده كه نه تنها صدا و تصوير را تشخيص می‌دهند، كه در ميان داده‌های دوبعدی فرو می‌روند و بعد سوم را می‌آفرينند و بزرگ‌نمايی وضوح معنايی غير از تصورات ام‌روزين ما دارد. با اين حال، پرداخت فيلم از طراحی صحنه، لباس، چهره و موسيقی گرفته تا فضاسازی و جماعت انسانی متشكل از اقوام عرب، شرقی، روس و آمريكايی كاملا حكايت از يك منش فرهنگی حاكم بر كل كار دارد.

فيلم‌نامه‌ی بليد رانر بر اساس داستان نوشته‌شده توسط فيليپ كی ديك تنظيم شده است. و خوب است بدانيد، يكی ديگر از آثار مطرح و بحث‌برانگيز جريان سايبرپانك، فيلم سينمايی «گزارش اقليت»، ساخته‌ی موفق اسپيلبرگ، نيز بر اساس نوشته‌ی ديگری از ديك آفريده شده است.

در اوايل دهه‌ی بعدی ويليام گيبسون كتابی منتشر كرد كه برای نخستين بار تعبير فضای سايبر يا Cyberspace در آن مطرح شد.2 در سال 1982 فيليپ كی ديك «بليد رانر» (Blade Runner) را نوشت و همان وقت بر اساس‌اش ريدلی اسكات فيلمی ماندگار ساخت. در اواخر سال 1983 داستان كوتاهی در  نشريه‌ی داستان‌های جالب علمی تخيلی منتشر شد كه نام‌اش اين بود: سايبرپانك، و اين برای نخستين بار كه اصطلاح سايبرپانك به زبان آورده شد. بعد از چندی نمود بيرونی و اجتماعی اين مفهوم آن گونه شد كه روزنامه‌ی معتبر واشينگتن‌پست از دار و دسته‌ی سايبرپانك‌ها نام برد.3

بياييد تا فارغ از ردگيری سير تاريخی، به لحاظ فرهنگی شكل‌گيری يك پديده را مرور كنيم:

اين ذهن انسان آزاد است كه آينده را می‌‌آفريند و ما را به عصر و زمانه‌ی تازه‌ای وارد می‌كند. آری، زمانه‌ی سايبر! مهار نيروی برق و اختراع تلفن، سرآغاز رشد و تحول دو باره‌ی ذهن بشری‌ست. پخش گسترده‌ی صدا و تصوير زنده‌گی آدمی را برای هميشه نه تنها متأثر كه دگرگون كرد.

با هر اختراع و ابداع تازه‌ای، دنيای جديد كه كودكی خود را در زمانه‌ی تازه‌ای پشت سر می‌گذاشت، بيش‌تر رشد می‌كرد. كامپيوتر بعد از كشف برق بزرگ‌ترين دست‌آورد بشر بود. ابداع روش‌های هوش‌مند در چند و چون كار ابزارهای رايانه‌ای روز به روز متداول‌تر شد. اين ابداعات بعدی نو به زنده‌گی بخشيد و يك دنيای سايبر پديدار شد. چيزی كه از آن به واقعيت مجازی هم تعبير می‌شود. ديگر واقعيت نمی‌توانست بعد از تولد دنيای دست‌ساخته‌ی كامپيوتر گامی به پس نهد.

اما ...، و يك امای مهم! عصر جديد و دنيای الكترونيكی باز هم رنگ و بوی جنايت گرفت. عصر سايبر به تدريج خشونت و نفرت بيش‌تری را به زنده‌گی بشر وارد كرد، بشری كه به درد متفاوتی هم مبتلا شد! جرم و جنايت در دنيای جديد صفر و يك‌ها هم رواج يافت و اجتماعات مختلف و متفاوتی شكل گرفتند: نفوذگران و فريب‌كاران خوش‌ظاهر بروبيايی به راه انداختند. آن ها هر چند اين محيط را هم آشوب‌زده و آشفته كردند، اما باعث گسترش دانش و دانايی در ميان انبوه كسانی شدند كه در اين فضا حضور داشتند.

و به اين ترتيب بود كه سايبرپانك تبديل به شاخصه‌ی فرهنگی دنيای جديد شد. حلقه‌ها كوچكی از كسانی كه اهل فكر و تأمل و نوانديشی بودند، شكل می‌گرفت و به تدريج اعضای تازه‌ای می‌يافتند و بزرگ‌تر می‌شدند و در نهايت فرياد بر آوردند كه اطلاعات توانايی‌ست، اطلاعات را در بند نكنيد! دنيای مجازی شد زيست‌گاه سايبرپانك‌ها و آن‌ها قانون و آداب خود را بر اين فضا حاكم كردند، قانونی كه قانون‌های پيشين را بر نمی‌تافت. و اين‌گونه خلقی نو، ابداعی نو و زنده‌گی نوينی پا گرفت و ريشه دواند.

آری، ديگر سايبرپانك فقط يك تعبير نبود كه در كتابی به زبان آمده باشد، كه يك سبك زنده‌گی تازه بود، يك اجتماع مجازی بود كه عده‌ای به مرام‌اش وفادار بودند و بالاخره سايبرپانك تبديل به جريانی شد كه مملو از انديشه و گونه‌ای اخلاق بود. و اين همان كنه مفهوم واقعيت مجازی‌ست!

همان‌طور كه اشاره شد، اين سبك زنده‌گی و اين خرده‌فرهنگ ناشی از درك تأثير و كاركرد تكنولوژی در زمانه‌ی مدرن است. خوب، با اين اوصاف، از منظر فنی اين واقعيت فرهنگی چه لازمه‌هايی را می‌طلبد؟ سايبرپانك از دنيايی حرف می‌زند كه بدون تكنولوژی بی‌معنی‌ست. كامپيوتر و شبكه، هوش مصنوعی و شبكه‌های عصبی، واقعيت مجازی، روبوتيك و ... حوزه‌های فنی‌ای هستند كه عوالم اين خرده‌فرهنگ به آن‌ها جدّا وابسته است.

 

سخن در اين باره بسيار است، اما اينك و در اين حد، تنها سرفصل خرده‌فرهنگی باز می‌شود كه عينا در حال تجربه كردن‌اش هستيم، از خواندن و ديدن آثار علمی تخيلی گرفته تا فعاليت‌های فنی و علمی آميخته با اهداف و ديدگاه‌های خاص اجتماعی كه به تشكيل گروه‌های مختلف نفوذگران، تا وب‌لاگ‌نگاری به عنوان ابزار رسانه‌ای پسامدرنی كه ساير رسانه‌ها را به چالش طلبيده و الخ. چه خوب كه حداقل ناآماده‌گی و آشفته‌گی را در مواجهه با اين سبك زنده‌گی داشته باشيم.

 

* اين مقاله چندی پيش در شماره‌ی 31 ماه‌نامه‌ی دنيای كامپيوتر و ارتباطات منتشر شده است. نسخه‌ی حاضر با اندك تغيير و تصحيحی برای نخستين بار در اينترنت منتشر می‌شود.

 

1- بيتنيك‌ها جنبشی اجتماعی در ميانه‌ی قرن بيستم آمريكا راه انداختند. آن‌ها هنرمندان و نويسنده‌های طبقه‌ی متوسطی بودند كه در كارشان شور و هيجان وافری ديده می‌شد و عقايد سياسی بنيادگرايی داشتند. شاعری نظير آلن گينزبرگ و جان كرئوكِ داستان‌نويس از بيتنيك‌های نام‌دار هستند. ترانه‌های باب ديلن هم در مرام كسانی كه هنوز از ايشان خاطره‌ها دارند، پرطرف‌دار است.

2- كتاب گيبسون به نام غلاف سوزان (Burning Chrome) پيش از انتشار برای اولين بار در كارگاه نويسنده‌گان آستين (Austin) در سال 1981 به بحث گذاشته شد.

3- اطلاعات از بخش تاريخ‌شناسی پروژه‌ی سايبرپانك گزيده شده‌اند. محصول پروژه‌ی سايبرپانك در يك سايت وب بسيار پربار و غنی منتشر شده است.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.