سال سوم، شماره سی مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

پزشك اسرائيلی در كرانه‌ی غربی

زنده‌گی‌ الاهی ... (2)

وب‌لاگ، پيش‌تاز عرصه‌ی عمومی

داستان پهلوانی (3) : سياوش

اين يك جوابيه است!

افسرده‌گی - سه

جای‌گاه حادس

مد عربی

تـله

سواحل خزر

خوش‌بختی

حرف

هم‌بازی

دوازده و نيم

هشت و نيم

يك بام و سه هوا

يك كلمه

تـلخ

Satyr

سرگيجه

دانه‌ی كال و دو شعر ديگر

دو شعر: برگ خسته و خورشيد

 

 

جای‌گاه حادس

نيلوفر ذكايی

niloofarz56 [ @ ] yahoo.com 

 

جزئيات عكسی كه ژوزف كودلكا هنگام ساختن فيلم «نگاه خيره‌ی اوليس» گرفته، باركشی را نشان می‌دهد كه پيكره‌ی لنين را برای انداختن به اعماق دانوب حمل می‌كند.

 

نظام نو، عقايد نو می‌آورد و نمادهای بالای ميادين و ساختمان‌ها علم می‌شوند. نظامی ديگر كه آمد، عقايد جديدی با نمادهای جديدتری می‌آيد. عقايد نو، نماد نو جای افكار و مجسمه‌های كهنه. همين حرفی كه زدم خودش يك نظام است، يك عقيده‌ی نو يا كهنه است. پس چرا بايد گفته شود؟ مجسمه‌ای خرد می‌شود و ريخته می‌شود در آب. همان مجسمه، همان اشاره‌ای كه زمانی راه را نشان می‌داد و ره‌بر بود و حالا دارد به مدفن هميشه‌گی خودش اشاره می‌كند. مدفن باركشان و شكننده‌گان مجسمه‌ها، چون همان او كه شكننده و فروريزاننده‌ی مجسمه‌ی شاه ديگر بود.

 

نسخه‌ی كامل‌تر همان عكس بالا

 

شايد اين اعماق همان جای‌گاه حادس* باشد. نه تاريخ شخصی آدم‌ها، نه شاه و ره‌بر بودن، نه برداشت‌ها، نه عقايد، نه نطق‌های آتشين، نه اتحاد جماهير، نه فروپاشی جماهير و نه استقلال جماهير، نه دست پدرانه‌ی ره‌بر روحانی، نه شست واژگون سطا و نه انگشت هدايت‌گر ديگری و نه حتا امواج گردنده و جای‌گاه مرده‌گان. هيچ چيز نه آن بالا نه در آن اعماق باقی نمی‌ماند.

* جهان مرده‌گان در اساطير و باور يونان باستان

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.