سال سوم، شماره سيزده شهريور 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

به‌دنبال كار در تهران

نگاهی انتقادی به وب‌لاگ‌ستان فارسی

داستان پهلوانی (4): كی‌خسرو

افسرده‌گی - چهار

گنبد سلطانيه

ديگر وقت‌اش است، همين روزها

دختر برفی

چشمی كه چرك كرد

او

آقای كانيش‌ورشتاين

زنده‌ام که روايت کنم قصه‌ی ...

باغ بی‌برگی كه می‌گويد كه ...

قناری 2

رقص رنگ‌ها

جواب

متروك

 

 آخرين سروده‌های بيژن:

 حرف

 پرواز

 شب عور

 هر كسی جايی دارد

 درنا

  

 

قناری 2

بيژن باران

aalborzray [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «نقد شعر»

 

قناری در قفس کنار پنجره

با ياد رهايی پرواز باغ شهر

بغض گير و گره در حنجره

غم در رطوبت چشم

ناظر به رعشه‌ی مرگ برگ، سوزنی به پوست و پرش

 

در عکس خود به شيشه و قاب گويد:

آه، چه تنهايم در اين پاييز خاطره‌ريز!

تنهايی‌ام سرد است در آتش الوان باغ

خون است دل‌ام از فراق

بی‌اشتها و خواب

 

غرابان را غربت غروب،

پا بر شيب سرخ دمی‌زار تپه های سيريشه با منقار سکوت

استراحت قبل از فراز به يک‌نواختی افق رديف قلمداران کنار رود

با انديشه‌ی وسعت قالی الماس ستاره‌گان

 

درخت بيد کنار، جو شاخه به رقص شيوا، در خنکای خزان جاذبه و باد

ريشه بپوشاند با برگ‌های خويش

تا در امان بماند در زمهرير زمستان

جقه زند به شيهه‌ی گرم توسن رنگ بهار دور

و نقل قاريان قبيله‌ی قناری از سفر گردنه‌ی گدوک

چند اشاره در پی‌نوشت:

قلمداران: رج نهال تبريزی

دمی‌زار سيريشه: کشت بارانی در خاک رُس تپه و ماهور

جقه: جوانه‌ی حاوی غنچه

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.