|
افسردهگی - چهار
شهاب مباشری
shahab [ @ ] forough.net
اشاره: سه
مرتبه از افسردهگی نوشتم، اما بعد از بار اول كه مقداری مقدمات چيدم و
به تعاريف افسردهگی نگاهی انداختم، هر چه خواستهام به موضوع نزديك
شوم، گويی دچار حاشيه شدهام. حتا اگر حاشيه نرفتهام، اما نتوانستهام
به سامانی برای نزديك شدن به دل ماجرا شوم. شايد چون در دل ماجرايم و
از بيرون به موضوع نگاه نكردهام، اينطور شده است. اگر میخواهم
مواجههای كارگشا و ايجابی با افسردهگی داشته باشم، بهتر است كمی
فاصلهگذاری كنم. نه به اين حساب كه از مشكل رهيدهام، اما به خاطر اين
كه بتوانم هشيارتر خط ماجرا را رد بگيرم. به همين خاطر، در اين
چهارمين مرتبه، دو باره شروع و سعی میكنم سر و سامان مناسبتری بدهم
به نوشتهام.
چرا توجه
به افسردهگی و درمان آن اهميت دارد؟
بر اساس
يك بررسی آماری، در هر دورهی يكساله حدود ده درصد از جمعيت بزرگسال
آمريكا ابتلا به بيماری افسردهگی را تجربه میكنند. دور از انتظار
نيست كه چنين آماری در جوامع كمتر توسعه يافته يا در حال توسعه، مانند
ايران، كه نوسانهای كلان اجتماعی عاملی مضاعف برای اختلال در روند
معمول زندهگی افراد است، ابعاد گستردهتری داشته باشد. هزينهی
اقتصادی چنين اختلالی بسيار است، اما هزينهی انسانی آن قابل برآورد
كردن نيست. افسردهگی اغلب سبب اختلال در عملكرد طبيعی شده و نه تنها
برای كسانی كه به آن مبتلا میشوند، دردآور است كه برای اطرافيانشان
هم چنين است. افسردهگی شديد میتواند زندهگی خانوادهگی فرد بيمار را
فرو بپاشد. با اين همه، بسياری از اين دردسرها قابل اجتناب است.
بسياری از
كسانی كه بيماری افسردهگی دارند، در پی درماناش نيستند، در حالی كه
به اكثريت قابل توجهی از ايشان، حتا اگر دچار افسردهگی خيلی شديد
باشند، میتوان ياری رساند. به يمن سالهای پربار پژوهش، هماكنون
داروها و شيوههای رواندرمانی نظير شيوههای رفتاری / شناختی يا
گفتاردرمانی وجود دارند كه از درد افسردهگی میكاهند. اما متأسفانه،
بسياری از مردم نمیدانند كه افسردهگی قابل درمان است.
افسردهگی
چيست و چه انواعی دارد؟
اختلال
افسردهگی جسم، حس و فكر را درگير میكند. افسردهگی بر خورد و خوراك،
خواب و استراحت يك فرد، اين كه چه حسی نسبت به خودش دارد و در بارهی
اطراف خود چه میانديشد، اثر میگذارد. اين ناهنجاری فقط يك تغيّر
اخلاقی يا يك ضعف شخصی يا موقعيت نامناسبی نيست كه فرد به طريقی از سر
بگذراند. افرادی كه افسردهگی دارند نمیتوانند فقط با جمع و جور كردن
خودشان و اين كه به خود تكانی بدهند، بهتر شوند. بدون درمان، اين فشار
روانی چه بسا برای هفتهها، ماهها و سالها كش بيايد. درمان مناسب
افسردهگی به مبتلايان چنين اختلالی بسيار ياری میرساند.
اختلالات
افسردهگی در انواع مختلفی مشاهده میشوند، درست مانند ساير بيماری كه
گونهها و علل مختلفی دارند. افسردهگی سه نوع عمده دارد كه ميان آنها
تعدد اختلالات، شدت و دوام آنها تفاوت وجود دارد.
افسردهگی
ماژور يا فراگير
(Major Depression)
تركيبی از انواع اختلالات را شامل میشود كه بر توانايی كار، تحصيل،
خواب و خوراك، شاد شدن از فعاليتهای مفرح اثر سوء میگذارد. افسردهگی
فراگير در زندهگی برخی از افراد ممكن است يك بار رخ دهد، اما در
بيشتر مبتلايان چندين بار عارض میشود.
گونهی
ديگری از افسردهگی كه عارضههايی بلندمدت و مزمن دارد، از شدتی كه
باعث ناتوانی شود، برخوردار نيست، اما مانع از عملكرد خوب و حس
خوشآيند فردی میشود. نام علمی اين گونه از افسردهگی ديستيميا
(Dysthymia)
است و بسياری از مبتلايان به آن، در دورههايی گذرا تجربهی افسردهگی
فراگير را نيز داشتهاند.
افسردهگی
دوقطبی
(Bipolar Disorder)
يك گونهی ديگر از اين بيماریست. در اين گونه تغييرات ادواری در حس و
رفتار ديده میشود: اوج و فرودهای شديد (در مرز افسردهگی، شعف و
جنون). گاه روند تغييرات خطرناك و سريع است، اما معمولا اين نوسانات
رفتاری تدريجیاند. در دوران افسردهگی، فرد افسرده ممكن است برخی يا
تمام عوارض و اختلالات بيماری را متحمل شود. از ديگر سو، طی دوران
سرحالی يا مانيا (Mania)،
وی بيش از اندازه فعال، حراف و نيرومند میشود. اينچنين سرشار توان و
نيرو و هيجان بودن بر تعقل، قضاوت و رفتار اجتماعی گاه چنان تأثيری
میگذراد كه سبب مشكلات جدی و شرمساری میشوند. برای مثال، فرد در
چنين دورهای ممكن است از شدت سرخوشی و اطمينان به توانايی خود
تصميمهای كاریِ غيرعاقلانه بگيرد يا دردسرهای عاطفی نسنجيده برای خود
بهپا كند. بیتوجهی به درمان مانيا میتواند مقدمهای برای عود كردن
وضعيت به احوالات روانی بدتر و جنون شود.
عارضهها
و نشانههای افسردهگی چيستند؟
هر كسی كه
فراز و فرود افسردهگی را تجربه میكند، به تمام عارضههای اين بيماری
مبتلا نمیشود. برخی تنها تعداد اندكی از عوامل اختلالآفرين را پشت سر
میگذارند و برخی ديگر از بيماران بسياری از آنها را. شدت عوارض
افسردهگی در افراد و ادوار مختلف با هم فرق میكند.
نشانههای
عمدهی افسردهگی عبارتاند از:
-
غم و اندوه، نگرانی و خلاء يا بیحسی ماندگار،
-
احساس نااميدی و بدبينی،
-
احساس گناه، بیارزشی و بیپناهی،
-
بیعلاقهگی و بیميلی به تفريح و فعاليتهای شادیبخش،
بهطور خاص به روابط جنسی،
-
افت نيرو، بیحالی و كندی،
-
دشواری در تمركز، كمحافظهگی و تعلل و ترديد در
تصميمگيری،
-
بیخوابی، از خواب پريدنهای ناگهانی و حتا پرخوابی
نامتعارف،
-
بیاشتهايی و كموزنی يا برعكس (پرخوری و اضافهوزن)،
-
مرگانديشی و اقدام برای خودكشی،
-
آشفتهگی و خستهگی،
-
عارضههای جسمی كه دارو ودرمان آنها بیفايده است،
مثل سردرد، اختلالات مزاجی و نارحتیهای مزمن.
و اما
نشانههای مانيا يا همان دوران سرخوشی غيرطبيعی در افسردهگی دوقطبی
عبارتاند از:
-
شادی زياده از حد و غيرطبيعی،
-
آشفتهگی غيرطبيعی،
-
كاهش نياز به خواب،
-
احساسات بلندپروازانه،
-
پرحرفی و وراجی،
-
افكار نژاد يا قومپرستانه،
-
شدتگيری تمابلات جنسی،
-
ازدياد مشهود توانايی و نيروی جسمی،
-
سطحینگری و قضاوت سست،
-
رفتار نامناسب اجتماعی.
خوب، فكر
میكنم حالا توانستهام به نحو مناسبی با مراجعه به منابعی كه
يافتهام، نمايی از افسردهگی ترسيم كرده باشم. كافیست صادقانه و
غيرمغرضانه در احوال و رفتار خود و اطرافيانمان بنگريم و ببينيم از
نظر ابتلا به چنين اختلالاتی و در واقع بيمار بودن يا نبودن از اين
لحاظ در كجا ايستادهايم. مسلما اولين گام نسبت به مواجهه با افسردهگی
و اقدام برای درمان آن، آگاه شدن نسبت به آن است.
ادامه
دارد ...
é |