سال سوم، شماره بيست و هفت شهريور 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

صنعت گوشت‌خوار

رخت‌شوی‌خانه

ريشه‌ها، دانش خسروانی (1)

افسرده‌گی - پنج

پنجره‌هايی به زنده‌گی

جنگ و آخرين روز تابستان

قلب من، هم‌سفرم

برای زمانی طولانی سرباز بوده‌ام

هل من ...

انگار كن!

فرياد، سه شعر

باز ...

قامت ايستاده‌ی تو

بهاری گم

ديرياب

دو قطعه‌ی بی‌نام

پاييزان

جريمه و كشف

 

نوشته‌های پيشين الهام:

 Satyr

 موريانه

 پرديتا

 Dance macabre - دو

 F'inita la Comedia

 

 

پنجره‌هايی به زنده‌گی

به بهانه‌ی نمايش «پنجره‌ها»

الهام طهماسبی

elham_tahmaseby [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «Dejavu»

 

خواهم که ببوسم لب هم‌چون شکرت را

ترسم سر پيری مرض قند بگيرم!

 

بيتی که در مقدمه آورده‌ام شعری‌ست که به طنازی تمام توسط آقای نصيريان در نمايش پنجره‌ها اجرا ميی‌شود.

نمايش پنجره‌ها به کارگردانی آقای آييش به رغم تمام انتقاداتی که راجع به استفاده از بازی‌گران غيرتآتری و گيشه‌پسند بودن کار به آن نسبت می‌دهند، کاری‌ست درخور توجه. نقطه‌ی قوت کار نوآوری در ساختار معمول تآتر است، که البته اين در سايه‌ی طراحی صحنه‌ی خوب آ قای شاه‌ابراهيمی بسيار نمود يافته است. نُه پنجره، نُه زندگی که به قول خود آقای آييش مثل کولاژ کنار هم قرار گرفته‌اند و جريان نور و موسيقی و داستان مثل تارهايی ظريف آن‌ها را به هم پيوسته است. نُه پنجره‌ی دوست‌داشتنی که انگار از آن‌ها سرک می‌کشيم به نه زنده‌گی.

ابتکار ديگر نمايش پنجره‌ها نحوه‌ی استفاده از موسيقی‌ست. ساکن يکی از اين پنجره‌ها موسيقی‌دان ماجرا که به دنبال شهرت و ... در موسيقی‌ست، به واقع آهنگ‌ساز کار، سعيد ذهنی، است که با حضور خود و نواختن موسيقی در لحظات مختلف متناسب با موضوع، موسيقی نمايش پنجره‌ها را در بطن داستان شکل می‌دهد.

درست است که زمان کار در يک سوم پايانی به نظر زياد می‌آيد، اما در کل نمايش پنجره‌ها را می‌توان اولين  کاری دانست که تا حد زيادی به ويدئو-آرت نزديک است.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.