|
باز ...
حامد حسينی وقار
donjose_h
[ @ ] yahoo.com
باز طنين
گامهايش
در نبض
بیقرار من پيچيد
و عطر
ردای او در شاهنشين خيال من نشست
باز شور
رقص
در
قدمهای خستهام دويد
تمنای
رهايی
جسم
بیجان مرا
در دشت
طلايی
با هراس
مرگ آشنا کرد
و باز
همان قصهی شاه و گدا
و باز
داستان آدم و حوا
و باز
طنين گامهايی
و باز عطر بیرنگ نامی
é |