سال سوم، شماره بيست و هفت شهريور 1384
دوهفتهنامهی فرهنگی
بازگشت به صفحهی اول
بايگانی و خاطرههای قديمیتر
صنعت گوشتخوار
رختشویخانه
ريشهها، دانش خسروانی (1)
افسردهگی - پنج
پنجرههايی به زندهگی
جنگ و آخرين روز تابستان
قلب من، همسفرم
برای زمانی طولانی سرباز بودهام
هل من ...
انگار كن!
فرياد، سه شعر
باز ...
قامت ايستادهی تو
بهاری گم
ديرياب
دو قطعهی بینام
پاييزان
جريمه و كشف
باز هم از قاسم در همين شماره:
نوشتههای پيشين قاسم:
متروك
دو شعر: برگ خسته و خورشيد
دوست من، همدمام
تنهايی فيض احمد فيض
قاسم نصر (هنگام)
q_hengam [ @ ] yahoo.com
جریمه
کاش میشد هنوز
برای جبران هر اشتباهی
چند بار از روی آن نوشت،
آنگاه
یک دفتر مینوشتم:
دوستات دارم – دوستات دارم - ...
كشف
نمیدانم
به ارتفاع سقوط میكنم
يا به قعر صعود!
فقط میدانم
هر چه از مسير میكاهم،
حريصتر میشوم
é