سال سوم، شماره بيست و هفت شهريور 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

صنعت گوشت‌خوار

رخت‌شوی‌خانه

ريشه‌ها، دانش خسروانی (1)

افسرده‌گی - پنج

پنجره‌هايی به زنده‌گی

جنگ و آخرين روز تابستان

قلب من، هم‌سفرم

برای زمانی طولانی سرباز بوده‌ام

هل من ...

انگار كن!

فرياد، سه شعر

باز ...

قامت ايستاده‌ی تو

بهاری گم

ديرياب

دو قطعه‌ی بی‌نام

پاييزان

جريمه و كشف

 

 

صنعت گوشت‌خوار

نيلوفر ذكايی

niloofarz56 [ @ ] yahoo.com 

 

بدترين بلای جهانی صنعت!

نشت کردن گاز شيميايی در شرکت توليد حشره‌کش «کاربايد» در «بوپال» هند هزاران نفر را کشت.

 

روزی، روزگاری، رودخانه‌ای، گلی، گياهی، درختی،  جنگلی، هيزمی، آتشی ...

گاو و گاری و زمين! گندم و تنور و نان، لب‌خند چهره‌ها!

... صنعت و اتومبيل و کارخانه، لب‌خند بی‌لب‌خند زنده‌ها و چهره‌ی مبهم مرده‌ها!

شايد هنوز نمی‌دانند که چرا در جريان اين رودخانه افتاده‌اند و به سد رسيده‌اند و حالا به شکل ديگری از آن ور سد بيرون آمده‌اند. شايد هنوز نمی‌دانند چرا طعم نان خانه‌گی را از ياد برده‌اند و به نان ماشينی عادت کرده‌اند. شايد نفهميده‌اند که اسب‌ها و گاوهاشان به جای پا با چرخ به دنيا آمده‌اند. شايد هنوز نمی‌دانند که حيوانات در قفس‌اند يا خودشان.

پرنده‌ها صدايشان عوض شده، کمی که نه، خيلی خشن، خشک با ريتم يک‌نواخت! حتا خودشان هم در اطراف نيستند. و فقط صدای آواز تق تق تق تق!

شايد هنوز نمی‌دانند که قربانی‌اند. آن‌ها يا حيوانات، يا هر دو؟

شايد از ياد برده‌اند روزی حشرات روی صورتشان با خال پوست‌شان يکی بود.

و حالا نمی‌دانند که نابودی هر جزء، نيستی کل را در پی می‌آورد؟

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.