|
افسردهگی - پنج
شهاب مباشری
shahab [ @ ] forough.net
اشاره: از
مرتبهی چهارم آهنگ ديگرگونی به اين مجموعه دادم و هنوز اين رويهی
تازه را رها نكردهام. پس يكی دو سؤال و موضوع و الخ!
چرا؟
ابتلا به افسردهگی و
چرايی آن امر سادهای نيست كه بشود دستكم گرفتاش. به طور مثال در
ردهی دوقطبی آن حتا وراثت و عوامل ژنتيك مؤثر دانسته شدهاند. در
افسردهگی فراگير نيز نمونههايی با سوابق خانوادهگی ديده شده است،
اما چه دليل آن ارثی باشد چه نه، چنين اغتشاشی بر عملكرد مغز تأثير
میگذارد.
در پژوهشهای پزشكی به
تازهگی نشان داده شده كه حتا ناراحتیهای جسمانی، نظير سرطان، بيماری
قلبی يا ناهنجاریهای هورمونی میتوانند سبب افسردهگی شوند. بروز
افسردهگی در اين افراد باعث بیميلیشان به درمان شده كه در نتيجه
روند درمان بيماری جسمیشان نيز مختل میشود.
منشأ افسردهگی در برخی
نيز عوامل محيطی مانند مشكل در روابط، دردسرهای مالی يا هر تغيير حساس
(چه مطلوب چه نامطلوب) در سبك زندهگیست. در كل، عوامل متعددی در بروز
افسردهگی دخيلاند: فشارهای درون خانه و خانواده، كار، محل تحصيل و
... . كسانی كه اعتماد به نفس اندكی دارند، كسانی كه به خود و دنيا
بدبينانه مینگرند يا كسانی كه فشار سنگينی را تحمل میكنند، مستعد
افسرده شدن هستند.
به اين ترتيب، از يك
منظر كلان میتوان عوامل سه گانهی وراثت، مشكلات جسمی و عوامل محيطی
را برای ريشهيابی افسردهگی برشمرد.
جنسيت
تا كنون از جنسيت فرد
افسرده چيزی ننوشتم، اما بخشی از واقعيتها در ارتباط با افسردهگی به
جنسيت ربط دارند كه هر چند هدف و رویكرد اصلیام در اين سلسلهها
نوشتهها نيست، اما دانستن اطلاعاتی در اين باره واجب و دستكم سودمند
است.
آمار افسردهگی در ميان
زنان در مقايسه با مردان دو برابر است. اغتشاشهای هورمونی مختلف باعث
چنين اختلافی هستند (مثلا جابهجايی دورهی قاعدهگی، حاملهگی، سقط
جنين و يائسهگی). از سويی، زنان شاغل به خاطر مسؤوليتهای درون و
بيرون خانه، فشار مضاعفی متحمل میشوند و يا آن دسته از مادران تنهايی
كه مراقبت از فرزندانشان را بر عهده دارند، بيش تر مستعد افسردهگی
هستند.
زنانی هم كه تازه نوزادی
به دنيا آوردهاند، آسيبپذيری بالاتری دارند. هم تغييرات هورمونی هم
تغيير وضعيت جسمانی، علاوه بر پديد آمدن مسؤوليت تازهای در زندهگی
میتواند باعث بروز افسردهگی پس از زايمان در آنها شود. چنين وضعی
دور از انتظار نيست، اما اگر تداوم يابد و ماندگار شود، نيازمند اقدام
درمانی اساسیست. مراقبت خانوادهگی و پشتیبانی عاطفی از چنين مادری
تا بازيابی سلامت و وضع عادی جسمی و ذهنی مانع خيلی از دردسرها میشود.
از ديگر سو آمار
نشاندهندهی ابتلای كمتر مردان به افسردهگیست، اما بخشی از واقعيت
به خاطر عدم اعتراف دستهای از مردان افسرده به بيماریشان و سعی آنها
در پوشيده نگه داشتناش، آشكار نمیشود. حتا پزشكان و متخصصان كمتر به
شواهد افسردهگی در مردان مظنون میشوند. آمار ديگری بر اين فرض صحه
میگذارد و آن هم نسبت چهار به يك خودكشی بين مردان و زنان است. مردان
افسردهگی خود را با نقابهای مختلفی، از اعتياد به الكل و مواد مخدر
گرفته تا رفتار معقول و مقبول اجتماعی پركاری و فعاليت بسيار زياد
حرفهای میپوشند. افسردهگی در مردان معمولا بهجای اين كه نشانگر
نااميدی و بیپناهی شود، در تحريكپذيری و حساسيت بالا، عصبانيت و
خشونت خود را نشان میدهد. به همين خاطر، گاه تشخيص افسردهگی آنها
ساده نيست.
بروز جسمانی شواهد
افسردهگی در مردان با زنان تفاوت دارد. اين امر در مردان باعث تشديد
خطر بروز ناراحتیهای عروقی منجر به مرگ، نظير سكته، میشود.
ديگر اين كه مردانی كه
حتا متوجه افسرهگیشان میشوند، كمتر به رويههای درمانی و درخواست
همياری تمايل دارند. به هر حال، حمايتهای غيرمشهود و حتا ناخواستهی
خانوادهگی و همكاران _ به خاطر بیاطلاعی از اختلال افسردهگی _ در
كمك رساندن به يك مرد افسرده برای تشخيص اين بيماری و مواجهه با آن به
قصد درمان و خلاص شدن از آن خيلی مؤثرند.
خوب، طرح اين دو سرفصل
در ادامهی بحث افسردهگی، باز كردن روزنههای بيشتری را به درك و
شناخت اين ناراحتی و اغتشاش در پی دارد. حالا هر كدام از ما بهتر از
قبل میتوانيم استعداد افسرده شدن و حتا ابتلا به آن را در خود بسنجيم.
و البته و صد البته
خستهگی و بیميلی به ادامهای قرص و محكم، هر چند هنوز ادامه دارد.
é |