سال سوم، شماره بيست و چهار مهر 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

الفبای سفيد: هويت از دست رفته

آدم وقتی بميرد ...

يك قرن انقلاب، دو نويسنده‌ی زن فقط!

بشنو اين نی ...

ريشه‌ها، دانش خسروانی (2)

افسرده‌گی - شش

قصه‌ی مردی كه با بهار آمد

آن‌سوی تسليم

هم‌راه با نيكوس كازانتزاكيس

ما عشق را از بهشت به زمين آورده‌ايم

شادی و زنده‌گی

شما هم داريد مثل من نقش بازی می‌كنيد؟

پت بناتار

پسری كه مسيح را سياه نقاشی كرد

عريضه‌نويس خيابان جردن

نبش قبر

برای فروغ، همان دختری كه ...

بابا «مباشری»

او اين‌جاست

دنيای من

در خود فرو می‌روم

چهره‌ی آبی

انتشار

به علت ديوانه‌گی‌ام

ساده

تولدی ديگر

قصه‌ی قديمی

نان و نمك هستی و نيستی

در اين ديوانه‌گی

 

الفبای سفيد: هويت از دست رفته

به بهانه‌ی توفان ريتا

سعيد تسبيحی*

info [ @ ] forough.net

 

... و از آن‌ها خواستند نام‌شان را بر روی بازو بنويسند تا اگر زمانی جسدشان پيدا شد هويت داشته باشند ... «هوبت» داشته باشند. هويت! اين کلمه چهار حرف دارد و هزار معنا.

 

توفان می‌آيد و همه در زير آب‌ها مرگ را می‌بينند. بعضی رفته‌اند و بعضی مانده‌اند. به خاطر چه؟ کجا؟

و آن‌ها روی بازوهايشان الفبا نوشته‌اند تا هويت‌شان بعد از مرگ هم مشخص باشد. آن‌ها می‌دانند که خواهند مرد و مانده‌اند زنده. مانده‌اند تا ... چه سياهان که در کف سياهی آسفالت‌های سياه چشم‌هايشان چيزی به جز سياهی نمی‌بيند و خطوط سفيد:

از مرده‌گان ريتا خواسته‌اند که سفيد بر بازوان‌شان بنويسند تا خواندن راحت باشد. خواندن کلمه‌های بازويی که شهرهای آن کشور را ساخته.

حيف که قانون طبيعت نيست که با مرگ مردي، خانه‌ای که ساخته خراب بشود و چه خوش که قانون طبيعت اين نيست! و اين هويت از دست رفته‌ای‌ست که از آن‌ها گرفتنی نيست.

* سعيد تسبيحی متولد 1370 است.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.