|
افسردهگی - شش
شهاب مباشری
shahab [ @ ] forough.net
يك:
نوجوان كه بودم، روزهای دبيرستان، ساعت نه و ده شب كه میرسيد،
موتورم خاموش میشد انگار! به خواب میرفتم و هيچ چيزی مانعام نبود.
واقعا دردسری بود اگر به ناچار شبی بايد تا ديروقت بيدار میماندم. و
اگر چنان میشد، بايد روز بعد با چرت زدنهای گاه و بیگاه، در مسير
رفت و آمد و سر كلاس درس و مدرسه، جبران كمخوابی شب پيش را میكردم.
نه اين كه
همه چيز به خير و خوشی میگذشت، اما از لحاظ خُفت و خواب به هر حال همه
چيز روبهراه بود آن روزگار.
دو:
نظم خواب و عادت بدن به حد متعادلی از آن اگر بر باد رود يك
نشانهی خوب برای اين است كه مشكلی پيش آمده و بايد انديشه كرد و سرسری
از موضوع نگذشت.
سه:
سالهاست، از ميانهی جوانی، كه كمخواب شدهام. به غير از ادوار
كوتاهمدت و موقعيتهای خاصی، بدون احساس خستهگی، نياز به خواب را
كمتر حس كردهام. در عين حال، اين كاهش اوقات خوابيدن نه يك آشفتهگی
كه گويی يك عادت پذيرفته شده توسط ساز و كار حياتی بدنام بوده است.
پس تا
اينجا، نسبت به بند يك، چند و چون عادتام به خواب دچار دگرگونی شده،
اما با توجه به نظم نو و عادت تازهام به خواب، از اين راه نمیشود
نشانههايی نگرانكننده را رد گرفت.
چهار:
چندیست كه ديگر حكايت يك كمخوابی منظم و بر طبق عادت در ميان
نيست. اين «چندی» كمكم دارد ابعاد شش ماههای میِيابد و حالا ريز اين
حكايت چیست؟
آری،
گذشته از كمخوابی افزون كه متوسط تعداد ساعتهای خواب در شبانهروز را
به دو و سه رسانده، بیميلی به خواب هم را هم بايد يادآور شد. بیميلی
به خواب كه ناشی از يك جور هراس و دلهره است نسبت به موقعيت در خواب
بودن و خوابيدن! حالا اين هراس و دلهره به چه خاطر است و چهگونه است
و چند و چونی از اين دست را كه اينك درگذريم، آن شاهد مهيا شده كه
اتفاقی افتاده و نمیشود به آن بیتفاوت ماند. بايد كاری كرد تا مشكلی
كه پيش آمده رفع شود. مشكلی كه نمود اوليهاش يك حس روانیست كه مانع
ميل به خواب، به عنوان يك نياز و عادت طبيعی، میشود و بیترديد در
ادامهاش تبعات جسمی هم، ناراحتیهايی دستكم در حد خستهگی مزمن،
كسالت و سردرد، چشمدرد و ...، از راه میرسند.
پنج:
شواهد افسردهگی را پيشتر مرور كردهايم و اكنون نيز با نگاه به
بند دو، ضرورت انديشه كردن مشخص میشود. شرط كافی برای تأمل نسبت به
افسردهگی در من مهياست، بماند كه ساير شرايط را هم میتوان مصاديقی
جست.
شش:
حالا بايد ارزيابی كرد كه حد و حدود اين ناراحتی چهقدر است و
چهگونه بايد در راه درمان گام گذاشت. پيشنهاد میدهم پيش از اين كه
اين قدم را برداريم، شما هم در فرصتی تأمل كنيد تا ببينيد آيا چنين
شواهدی را میتوانيد در خود يا اطرافيان بيابيد و به تحليل و توصيفاش
بنشينيد يا خير. اگر اين گونه رفتار كنيم، برداشتن گام بعدی میتواند
با خودآگاهیمان نسبت به موقعيتی كه داريم، اثرگذارتر به كار آيد.
هفت:
صبر كنيد تا آينده كه ادامه دارد ...
é |