سال سوم، شماره بيست و چهار مهر 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

الفبای سفيد: هويت از دست رفته

آدم وقتی بميرد ...

يك قرن انقلاب، دو نويسنده‌ی زن فقط!

بشنو اين نی ...

ريشه‌ها، دانش خسروانی (2)

افسرده‌گی - شش

قصه‌ی مردی كه با بهار آمد

آن‌سوی تسليم

هم‌راه با نيكوس كازانتزاكيس

ما عشق را از بهشت به زمين آورده‌ايم

شادی و زنده‌گی

شما هم داريد مثل من نقش بازی می‌كنيد؟

پت بناتار

پسری كه مسيح را سياه نقاشی كرد

عريضه‌نويس خيابان جردن

نبش قبر

برای فروغ، همان دختری كه ...

بابا «مباشری»

او اين‌جاست

دنيای من

در خود فرو می‌روم

چهره‌ی آبی

انتشار

به علت ديوانه‌گی‌ام

ساده

تولدی ديگر

قصه‌ی قديمی

نان و نمك هستی و نيستی

در اين ديوانه‌گی

 

 

به علت ديوانه‌گی‌ام

زيبا كاوه‌ای

ziba_kavehi [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «ماهی قرمزی توی تنگ طلا»

 

من می‌نويسم عشق

تو امضا كن

من می‌نويسم "آينه همواره پروانه می‌ماند"

تو امضا كن

من می‌نويسم "مُردم از صراحت سنگين دوست داشتن"

تو امضا كن

من می‌نويسم "يك قدم مانده‌ام تا ديوانه‌گي"

تو  امضا ...

ديوانه كه می‌شوم

تو مانده‌اي

و زلالی آينه

و من؟

ديوانه‌ها به حساب زنده‌گی نمی‌آيند

فقط امضاها يك جايی در بشر ما را ثبت می‌كنند

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.