سال دوم، شماره سيزده اردی‌بهشت 1383

 دوهفته‌نامهء فرهنگی


 

 

 

شنبه بازار در متن و حاشيه

بعد از يك سال: آزيتا، زن رشتی

حقه‌ی كيسی نيكول

تأخر فرهنگی

از آسمان

درد

چشمان‌ات تا هميشه

وصيت نامه

مناجات

دو شعر بی‌عنوان ديگر

ظرف لاجوردی من

 

 

دو شعر بی‌عنوان ديگر

سعيد

 

1

سحرگاهان

تکيده مردی بی‌قرار

کوهی به بلندای پرواز عقاب را در می‌نوردد

رو بر افقی آشنا

غمگين

اما پرغرور

تا حضورآفتاب خيره می‌ماند

زان‌گاه فرياد می‌زند:

"ريشه‌ام در خاک نيست."

 

2

می‌خواهم‌ات بگویم اينك

رازی برد ار سنگين

که تحمل‌اش بر شانه‌های روح‌ام

ديگر مرا توانی نیست.

 

می‌گويم‌ات

_ بشنو و با ديگران مگويش باز

که تويی

تنها تويی

که می‌خواهم بدانی‌اش:

"من کودکی کهن‌سال‌ام!"

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.