|
گِل گرفتن و چهل و هشت
ستون
عكسهای
علی بردبار
پترس رو
كه يادتون هست؟
اين بابا
به كل لامذهبه، يا دستكم مسيحيه. رفيقاش هم لامذهبه. كتاب فارسي
اينو ميگه.
يه روز
پترس و رفيق لامذهبِ ماترياليستاش تو خيابون ويلون بودن و بحث فلسفي
ميكردن.
پترس سماجت داشت كه سوراخ فلسفه رو بايد اساسا گل گرفت.
رفيقاش
ميگفت: "كور خوندي اينجا رو نميشه گل گرفت."
بعد هوا
داغ و گرم شد. آتيش ميباريد. دو تايي هل خوردند زير چهل و هشت ستون كه
درش مثِ گاراژ به روي هر اُزگلي بازه.
جاي
باحالي بود. پترس گفت: "چي گفتي؟" رفيقاش گفت: "گفتم درش رو نميشه گل
گرفت."
پترس گفت:
"در چي رو؟"
اينجا
بود كه رفيقاش پا شد و هي ميون ستونا قيقاج رفت و بالا و پايين شد.
دوربين رو
دياف 6/5، سرعت سه ثانيه رو داد. بعد، پنج ثانيه رو داد. و بعد، هفت
ثانيه.
پترس گفت:
"پاشو بريم خونه. هوا خنك شد."
رفيق پترس
گفت: "ديدي درش رو نميشه گل گرفت؟"
پترس گفت: "كدوم خري گفت ميشه؟"
é |