|
انتظار من و تو
ترانه جوانبخت
درد من پنهان
و حرفام به پشتوانهی فكرم
منقوش،
در پيچ و خم راههاي خاطره
با تو ديدار ميكنم.
سايهها در اسارت ميل حقيقتكشي!
قلبام آزاد،
فكرم راحت،
و تو را منتظر نتيجه ميبينم.
بيشك فرصتها را يك به يك شمردهاي،
راههاي ميانبر را به خوبي ميشناسي
و نياز قلبي كه تو را سالها
به انتظار نشست.
ساعتي انتظار من و تو را
به يادگار گذاشت.
دستي شعر من و تو را
در لحظهها نوشت.
فصل هنگامه گذشت!
با من دفتر زندهگي را بخوان
خاطرات دختري كه تا سپيده ايستاده است.
é |