|
قانون صبر
بهنام كاويان
به
آرايشگاه
وارد شدم. كمي شلوغ بود. مشغول وارسي روزنامهاي
شدم تا وقت بگذرد. ربع ساعتي گذشت.
يكي از دوستان آرايشگر
كه نفر آخر بود،
گفت:
"علي
آقا، پس كي نوبت ما ميرسه؟"
-
نميدونم،
اگه
ميخواي
عصر بيا.
يكي
از مشتريها گفت:
"چند
سال پيش يه
حوالهی
سيمان پاكتي داشتم. وقتي به مصالحفروشي
رفتم،
گفت:
«سيمان
پاكتي نداريم.
بايد
سيمان فلهاي
ببري.»
من
هم با
او مشاجره كردم.
پيرمردي كه
تو
مغازهی
مصالحفروشي
بود،
آهسته به من گفت:
«هيچي
نگو، صبر داشته باش!»
بعد از نيم ساعت مصالحفروشي
مشاجره رو
فراموش كرد و رفاقتي بينمون
به
وجود
اومد.
گفت:
«آخه،
اگه
ما بخوايم به همه سيمان پاكتي بديم، خيلي ضرر ميكنيم! اما اين
دفعه
به تو سيمان پاكتي ميدم.»
..."
مشتري
كه متوجه شد داستان او براي همه شنيدني بوده است،
ادامه داد:
"بعد
از اون
ماجرا،
هميشه
نصيحت
پيرمرد
برای
صبر كردن آويزهی
گوشام
شد. مثلا هفتهی
پيش براي گرفتن نوبت دكتر رفته بودم.
منشي دكتر گفت:
«تو
اين
هفته نوبت نداريم.»
هر چی
بهاش
اصرار
كردم،
فايدهاي
نداشت. همونجا
نشستم. بعد از دو ساعت همهی
بيمارهايی
كه نوبت قبلي داشتند،
ويزيت شدند و نوبت به من رسيد."
در
خاتمه رو به دوست آرايشگر كرد و گفت:
"آقا
جون،
صبر
كن! حتما نوبت به شما هم ميرسه."
يكي
ديگر
از
مشتريها
گفت:
"دو
سال پيش براي گرفتن اقامت در آلمان بودم. پليس پس از وارسي مداركام
گفت:
«بررسي
و صدور اقامت شما يك
ماه طول خواهد كشيد. هر چه اصرار كردم كه اينجا
خرج خيلي زياده توجهي نكرد.
تا
ظهر صبر كرديم، اما هيچ فايدهاي
نداشت. رفتيم و خيلي دلخور
شديم. گفتم:
«خودش ميگه
يه
ماه،
پس خيلي زود، سه ماه طول ميكشه!»
بعد از يه
ماه
به ادارهی
پليس رفتم. افسر پليس بلافاصله گفت:
«اقامت شما آماده
است!»
..."
دچار گيجي شدم. يك موقع ميگويند
مشكل
حل
نميشود،
اما
با اصرار و صبر مشكل از بين ميرود.
يك موقع ميگويند
فلان وقت بيا. هر چه اصرار كني و هر چه صبر كني،
بيفايده
است،
ولی
بعد از اتمام زمان مقرر كار به
صورت كامل انجام شده است. به
نظرم رسيد هر جا كه قانون درست و حسابي نداشته باشد و يا اين كه قانون
اجرا نشود، مسؤولان
پاسخهاي
نامربوط
و نادرست ميدهند.
وقتي اصرار ميكني
و كمي هم صبر داشته باشي و به
قول خودمان دلاش
را به
دست آوري، احتمالا راضي و كار انجام ميشود.
به
عبارت ديگر،
انجام يا عدم انجام امور به ميزان زيادي وابسته به سليقه و نظر شخصی
مسؤولان
است و آنها
ميتوانند
اعمال نفوذ زيادي بر روند انجام كارها داشته باشند. همين عدم نظارت و
ضعف قانون اجرايي
باعث سليقهاي
شدن امور ميشود
و مسؤولان
را تحريك ميكند
تا هنگام انجام امور منافع شخصي خود را هم لحاظ كنند. اما در جاييكه
نظم و قانون نهادينه شده باشد،
مسؤولان
مشكلات واقعي و محدوديتهاي
قانوني را گوشزد
ميكنند
و در صورت رفع مشكلات،
خواستهی
مراجعهكننده
را انجام ميدهند.
به این ترتیب،
آنها
نميتوانند
به منظور باجخواهي
از ارباب رجوع به اشكالتراشي
و كاغذبازي بپردازند،
چرا كه خود را در مقابل قانون و حق مردم مسؤول
و پاسخگو
ميدانند.
é |