سال سوم، شماره هشت آذر 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

چهارمين دوره‌ی جايزه‌ی ادبی گلشيری

از تزوير مقدر تا ...

از دانش و آگاهی تا باورهای ما

قناری - 2

كاش با باد ...

عشق كاغذی

شمردن تا هشتمين روز هفته

چرا؟

نفس عميق در باران دوستی

 

 

قناری - 2

بيژن باران

 

قناری در قفس کنار پنجره

با ياد رهايی پرواز باغ شهر

غم در رطوبت چشم

رعشه‌ی مرگ برگ،

سوزنی به پوست و پرش!

در عکس خود به شيشه و قاب گويد:

"آه چه تنهايم _ در اين پاييز خاطره‌ريز

                     تنهايي‌م سرد است، در آتش الوان باغ _

خون است دل‌ام از فراق

بي‌اشتها و خواب ..."

 

غراب را غربت غروب دور از شاخه‌ای

در يک‌نواختی رديف قلم‌داران*

بر شيب سرخ دمی‌زار سيريشه!**

 

درخت بيد شاخه به‌رقص شيوا _ در خنکای خزانی _

ريشه بپوشاند با جاذبه

و باد بر برگ‌های خويش

تا در امان بماند در زمهرير زمستانی

برآيد در بهار دور

در راه از سفر گردنه‌ی گدوک.

 

* - رج نهال تبريزي

** - دمی‌زار سيريشه کشت بارانی‌ست در خاک رُس تپه و ماهور.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.