سال سوم، شماره شش دی 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ترس و لرز: لام!

آيينه‌هاي تو به تو هر كدوم‌اش آفتاب باشه

ابليس عاشق - بخش سوم

دو شعر: پا - نگاه‌ات

روزنه‌ی معصوم اعتماد

گيسوانی گم شد

هفت شعر: استعاذه

آب پرتقال

حالا برو پشت آن ديوار

 

 نوشته‌ی قبلی علی‌رضا:

 تك‌افتاده تنی

 ريخت‌زار؟

 ميراث

 

گيسوانی گم شد

علی‌رضا حسين‌آبادی

 

خيابان

پر شد از حجم منجمد بلوغ.

قناری در دود اتوبوس پيچيد

و اتوبوس در دود قناری

گم شد.

خم شد ابروان عابری

بر خط سفيد جاده

 

گيسوانی گم شد.

گيسوانی

گم شد

      در پيچ

 کج

   کوچه!

و چشمی

به انتظار

نشست.

کيفی از دستی

مضطرب افتاد

و جسدی ماند

بـر

   قير

     داغ

       خيابان!

آسمان

پايين آمد

و ظهر تابستان

قيچی کرد دنباله‌ی سايه‌ها را.

مردان خموده از عرض ماشين‌ها گذشتند،

مردان

      خموده

گذشتند

و سکوت

خلوت‌اش را به باد سپرد!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.