|
كانون چتر
كانون چتر تشكلي غيردولتي،
مستقل و داوطلبانه است كه سعي در ارتقای سطح فرهنگي و مهارتهاي
اجتماعي جوانان و نوجوان ايراني از طريق آموزش و فراهمآوری امكانات در
چارچوب شناخت و احترام به عقايد ديگران دارد.
همچنين گروه صدای كودك
(Voices of Youth)
يكي از گروههاي كاري پروژهی مشترك اين كانون و يونيسف
است كه سعي دارد صداي كودكان و نوجوانان ايراني را هر چه بهتر و
گوياتر به گوش بچههاي جهان برساند. در بخشی از سايت يونيسف،
قسمتی به زبان فارسی و به اين منظور تعبيه شده تا با همكاري
بچههاي ايراني نظرات خود را با به زبان خود بر اين بستر جهانی ثبت
كنند.
در
ادامه متنی را كه حاصل كار بچههای گروه خبرنگاران نوجوان كانون
چتر است، میخوانيد:
درخت
آرزوها: جهاني شايسته كودكان
ما
كودكان جهانايم،
ما
قربانيان استثمار و آزاريم،
ما
كودكان خياباني هستيم،
ما
كودكان جنگايم،
ما
قربانيان و يتيمان عفونت ايدز هستيم،
ما از
آموزش باكيفيت و مراقبتهاي بهداشتي مناسب محرومايم،
ما
قربانيان تبعيضهاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، مذهبي و زيستمحيطي هستيم،
ما
كودكاني هستيم كه به صداي آنها گوش داده نميشود!
وقت
آن فرا رسيده كه ما نيز به حساب آييم.
در
بررسي و تجزيه و تحليل موضوعات و مسائل اجتماعي قبل از هر چيز لازم است
تاريخچه و ريشههاي پيدايش و عوامل تأثيرگذار آثار و پيآمدهاي آن
پديده را مورد مطالعه و تخمين قرار دهيم تا بتوانيم با ايجاد يك
برنامهی عملي مناسب برای سمت و سو دادن صحيح معضلات گام برداريم.
يكي
از موضوعات اجتماعي حاد حال حاضر، مسالهی كار كودكان و پديدهی كودكان
خيابانيست كه برداشت اشتباه و سطحي از اين موضوع موجب ايجاد يك اختلال
جدي در سطح جامعه ميشود. به عنوان مثال، جمع آوري گروهي كودكان كار
(در خيابان) از نقاط شهري، نگهداري كوتاهمدت و رهاسازي يا برگرداندن
آنها به خانواده بدون هيچ تغييري در شرايط اجتماعي يا خانوادهگي
آنان، به جز تشديد آسيب چه دستآوردي دارد؟ نكتهی اصلي در حل اين معضل
همين جاست، كوتاه و سادهترين راه براي حل معضل، جمعآوري در يك زمان
كوتاه، ايجاد برنامههاي سطحي و ... آيا بهراستي براي حل اين مشكل
عظيم شهري، ما نيازمند به يك برنامهی تدوين شده، منطقي و قابل اجرا
نيستيم؟
يكي از اساسيترين اقدامات كه طي دهههاي اخير صورت گرفته است، تدوين
قوانين حمايتي در جهت تعريف سن كار كودك و مكلف كردن دولتها برای
جلوگيري از سوء استفاده از كودكان است. از جمله ميتوان به
مقاولهنامهی 138 (حداقل سن كار كودك) مصوب ژوئن 1973 و مقاولهنامهی
182 مصوب ژوئن 1999 و همچنين پيماننامهی جهاني حقوق كودك مصوب ژوئن
1989
اشاره
كرد. به طور كلي، آنچه كه از قوانين ذكر شده استنباط ميشود، اين است
كه براي كار كودكان حدود و مرز خاصي از نظر نوع كار، شرايط محيطي كار،
ساعات كار و حقوق و ... آنها در نظر گرفته شده است. حال اين سؤال مطرح
است كه چرا با توجه به خيل عظيمي از قوانين حمايتي از كودكان، سوء
استفادهها و بهرهكشيهاي اقتصادي، اجتماعي و ... در سطح جامعه به طور
واضحي قابل مشاهده است؟
آنچه
بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه اگرچه تدوين قوانين فوق
دستآوردهاي بزرگي در عرصهی دفاع از حقوق كودكاناند، اما به دليل
فراهم نكردن پيشزمينههاي لازم، توجه نكردن به تواناييهاي دولت،
امكانات و نامشخص بودن حدود وظايف و تكاليف ارگانها، نه تنها موجب رفع
ستم و بهرهكشي از كودكان نگشتهاند بلكه به مسائلي چون كارگاههاي
زيرزميني و ... دامن زدهاند. به عنوان مثال، پيدايش اين كارگاهها و
جذب كودكان به اين اماكن به دليل نياز مالي موجب شده كه كودكان كارگر
از حداقل حقوق يك كارگر معمولي نظير حداكثر ساعات كار، دستمزد، بيمه،
مرخصي و ... محروم بمانند. پس به راستي چه ميتوان كرد؟
آنچه مسلم است بازگشت كودكان به كلاس درس و برخورداري از حقوق اوليهی
مسلم آنهاست و به استناد همين قوانين موجود و قوانيني كه لازم است در
آينده تصويب گردند، همواره بايد بر ضرورت محو كار كودكان، بهداشت،
آموزش، رشد فرهنگي و اجتماعي آنها تاكيد كرد و از آنجا كه ايجاد اين
تغييرات نيازمند يك تحول اساسي در نگرش و چهگونهگي اجراي طرحهاي
پيشنهادي از سوي دولت و ارگانهاست، نبايد دست بر دست گذاشت و بايد با
تمام قوا در حل اين مشكل گام برداشت تا روزي شاهد رفاه و آسايش كودكان
ايران باشيم. در كشور هر ساله براي ايجاد يك محيط مناسب حمايتي
جشنهايي در نقاط مختلفی برای اين كودكان برپا ميشود. در اين جشنها
سعي بر آن داشتهاند تا با ايجاد زمينههاي مناسب اجتماعي – فرهنگي
شاهد حضور اين كودكان در عرصههاي مختلف جامعه باشند. امسال نيز به
مناسبت روز جهاني كودك در پاركشهر چنين جشني برگزار شد، اما گوياترين
بخش اين مراسم در زمينهی نيازهاي كودكان و خلعهاي زندهگيشان بر
درخت آرزوهاست. اين درخت به پيشنهاد حسينيپور رئيس انجمن حاميان
كودكان كار و خيابان تهيه شده بود و از كودكان درخواست شد كه آرزوهاي
خود را بر روي كاغذ بنويسند و بر درخت آويزان كنند:
-
آرزو دارم همه سالم و سلامت باشند. مريم
-
آرزو دارم كار خوب و زندهگي خوب داشته باشم. علي
-
دوست دارم هيچ وقت جنگ نباشد، كودكان شاد باشند ...
-
آرزو دارم هرچه زودتر بميرم تا از دست اين دنيا خلاص شم!
-
آرزو دارم پول صاحبخانه را بدهيم و يه خونه داشته باشيم.
آيا
بهراستي، اين فريادهاي كودكان نبايد زنگ خطر بزرگي براي مسؤولان
باشند؟
و آيا بهراستي، درخت آرزوهاي اين كودكان ريشه دارد؟
é |