|
دو شعر: همآوازان و سكوت
فرزانه فراهانی
1
تيز
پارههای همآواز
کوبنده و
خشمناک
ز آسمان
کدر
به فرياد
سکوت کدامين دغدغه
سيلی سرد
آذر ماه را
به
رگمويههای نازک صورتات حواله میکنند؟
چنارهای
زرد و نارنجي
تلوتلوخوران
چون به
صفشدهگان بیاختيار
به هواداری
کدامين خاطره
به استقبال
سرمای سه ماه میروند؟
نه
انگار
چترهای سياه و تن لخت
نيز
از ياد
بردهاند
رسالتشان چه بود؟
2
طلايهداران سکوت
استاده بر
بلندای حضور
سپرده رنج
دوران به انحنای زمان
آرام و
خموش
بیهيچ
انتظاري
نشسته
ياران بیصدا
نگه دوخته
به فلاکت انسان
انسان
موجودی به
غايت حيوان ناطق
به روايت
سالهای بیتکرار
...
به مسلخ
سرد وسنگين تاريخ کشانده میشوند
بیهيچ
کنايتي
بیهيچ
فريادي
بیهيچ انتظاری
é |