|
وقت نقش رسيد
سيما حاجیزاده
sima [ @ ] hajizadeh.org
وقتاش که شد فقط لازمه يه قلم برداری، يه کاغذ يا هر چيزی که بشه روش
چيزی کشيد، چند تا قوطی رنگ و از همه مهمتر يه ليوان آب. اصلا نيازی
هم به فکر کردن نيست که چی بکشي! نيازی نيست که نقاشیت قانون خط و
خطوط و ترکيببندی رنگ رو رعايت کنه. فقط يه قانون هست برای تو، وقتی
برای خودت میکشی، وقتی تصميم گرفتی که بکشی، تو بايد رنگ رو بريزی رو
کاغذ. نبايد کاغذت رو نااميد کني. اون کاغذ سفيد بايد رنگی بشه. نبايد
هميشه سفيدِ سفيد بمونه و گذشت زمان اون رو زرد کنه. نمیشه که وقتی
میخوای قلم رو سُُر بدی رو کاغذت، پشيمون بشی چون نمیدونی چی بکشي.
حتا اگه تلفن زنگ زد، میتونی بهاش بگی که کاغذت خيلی وقته که منتظره!
بايد قلم رو بزنی تو رنگهايی که هيچ وقت دوستشون نداشتی، مثل قرمز و
سبز و زرد، بايد ببينی رو کاغذ چه میکنن!
اختيار رو بده به قلم ِ تو دستات. خودش خوب میدونه چی کار کنه.
ببيناش!
از يه سر کاغذ میره يه سر ديگه، سُر میخوره میآد پايين، بدو بدو،
يواش يواش، عقب و جلو، بعد میپيچه ... . يههو بازیش میگيره، قايم
میشه تا رنگهای بنفش و زرد نتونن پيداش کنن! میريزه يه جای دور.
اگه گلوت خشکه، میتونی از اون ليوان يه کمی آب بخوری (فقط يه کمي)،
قبل از اين که قلم رنگی رو بزنی توش، چون بقيهش رو لازم داري. بايد
قلمات رو بشوری و تميز کنی و بزنی تو يه رنگ ديگه.
نوک انگشتهات رنگی میشه، اون هم زرد.
دست میکشی به صورتات. صورتات داغه و دستات سرد. نه، دستات داغه و
صورتات سرد!
صورتات رنگی میشه، اون هم زرد.
é |