سال سوم، شماره سی اسفند 1383

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ده‌سين

تولدی ديگر

نوروز من، آخرين يار

وقتی «ماهی‌سياه»های كوچولو ...

رنگ رؤيا

كو بهار؟

پيوند

بهاريه

سه نقطه

زنگ تعطيل

ترميم دل

نوروزان

هست و نيست، كم و زيادِ فروغ

نشريه‌ی جدی، نشريه‌ی محفلی، و انگيزه‌های نوشتن

وقتی در آخرين دم سقوط می‌كنی

اگر نمی‌نوشتم، حتما الكلی می‌شدم

بروز خود در وب‌لاگ

باغ و بهشت ايرانی - بخش دوم

از سخن تو

C'est la vie

شكفتن

هجرت

بازگشت

درخت غريب

همانا ما از خداييم!

تاريخ «کامل» اينترنت - بخش اول

مرد اول – بخش اول

 

 كار پيشين سيما:

 وقت نقش رسيد

 

 

ده‌سين

سيما حاجی‌زاده

sima [ @ ] hajizadeh.org

 

هنوز هم دیر نیست. حالا هم می‌تونی سیب‌ات رو سیاو و سفید بکشی، مثل فیلم‌های تارکوفسکی.

مگه چی می‌شه اگه یه ماه و ستاره و خورشید هم تو آسمون‌ات با هم روشن و خاموش شن یا یه سیب، روی یه شاخه از سرو باشه؟ هیچ‌چی. فقط تنها اتفاقی که می‌افته اینه که تو یه سیب رو سرو داری. ماه و ستاره و خورشید رو هم با هم.

یه حلزون صورتی بکش که یه کوه قرمز رو طی می‌کنه که بره و برسه به سیب قرمز رو یه کوه صورتی.

وسط راه‌اش اون چشم‌های سیاهی رو می‌ببینه که اشک‌اش هم سیاه بود و می‌ریخت رو خورشید.

حتا اگه رو سرش قارچ هم بریزه به راه خودش ادامه می‌ده که برسه به اون سیب.

می‌خواد اون سیب رو هل بده که بره برسه به اون دوتا سیر که روی اون کوه صورتی گیر کرده‌ن. می‌خواد اونا رو آزاد کنه که بیفتن رو بال اون اردک سبز براق. که وقتی اردک بال‌هاش رو باز کنه و پرواز کنه به دشت شقایق، اون دو تا سیر رو بندازه بین شقایق‌ها. که بوی شقایق بگیرن.

دشت شقایق‌هات رو که می‌بینی؟ اوناهاش. پشت اون چار تا سنجد با بوته‌ی سرمه‌ای. سنجدهات شبیه آب‌نبات‌های پیچ تو پیچ ِ قرمز می‌مونن.

یادت نره ماهی‌های قرمز و کوچولوی توی تنگ یا حوض رو جوری بکشی که از تو آب درآن و یه چرخی بیرون آب بزنن و دوباره برگردن تو آب. جوری بپرن تو آب که صدای قولوپ رو بشنوی.

دو تا سیمرغ بکش که از بس سوختن، خسته‌ شده‌ن و خوابیده‌ن رو سبزه. نزدیک دستی که اون توپ سبز راه راه رو به اون سیب قرمز ترجیح می‌ده.

یه ظرف سمنو هم بکش برای اون دست قهوه‌ای. نذار خالی برگرده.

یه دست دیگه هست که انگار دل‌اش می‌خواد یه دختر مو مشکی، تو کوزه‌اش سرکه بریزه.

دو تا پاکت نامه هم کشیدی، که باد داره می‌بردشون. هنوز نخونده‌ای‌شون. باید یکی جلوی باد رو بگیره. اون اردک سبز براق. ولی اون هم که داره می‌ره تو دشت شقایق!

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.