سال سوم، شماره بيست و هشت فروردين 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

بهار

فيروزه‌چينان بهار

آرلاندا

پاره‌ها: پاره‌ی اول

ادبيات و دگرگونی‌های اجتماعی

انسانی جاويدان در ميان خدايان

مجمع‌الجزاير واگويه‌ها

در آخرين دم كه می‌رهی

نمادی هم‌ارز لذت

يارم به كجا رفت؟

به روسپيان می‌مانم

به من بگو «تو»

آدم

رفتن و يكی شدن

ارنواز

گرگ

سينما

نفر دوم

آهای گارسون!

 

 نوشته‌های پيشين زيبا:

 زنگ تعطيل

 زنانه‌تر از زمين

 دوست‌ات ...

 خواب ابدی

 

 

ارنواز

زيبا كاوه‌ای

ziba_kavehi [ @ ] hotmail.com

 

لپهای ترش ترا

با تمام لواشكهای دنيا هم عوض نمیكنم

چه برسد به آجيل مشكلگشا!

تو كه در خانه نيستی

تمام عروسكهای دنيا هم كه باشند،

باز تنها میمانم

و طعم تمام لواشكها تلخ است.

تو كه نيستی

عروسكها هم حوصله‌ی بازی ندارند،

مینشينند كنار ديوار اتاق و

زل میزنند به نبودن‌ات.

چه‌قدر هوای نقاشیهايمان آفتاب دارد!

تمام اسباببازیهايم برای تو.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.