|
اژدها بيدار میشود
مهدی مهدوی
zafar1357
[ @ ] yahoo.com
شايد
توجه بيش از حد به منطقهی خاورميانه پس از گذشت چند دهه در آينده مشخص
شود، ولی بهانهی فعلی مبارزه با تروريسم و گسترش دموكراسیست. با روند
فعلی مصرف انرژی، به زودی و نه در آيندهای دور، منابع نفت نزد
كشورهای غير اپك به پايان می رسد و كشورهای اپك تنها تامينكنندهی نفت
در جهان خواهند بود.
موتور
متحرك اقتصاد نيز انرژیست و آن قدرتی كه اين منابع سرشار را در كنترل
دارد، ساير رقبای اقتصادی را میتواند مهار كند و آنچه اروپا و چين را
نگران كرده، همين امر است.
اروپا
در حال تجديد ساختار است و كشورهای اروپای شرقی مسائل و مشكلات متعددی
برای اروپای واحد ايجاد كردهاند، اما به طور بالقوه اروپا رقيب اصلی
آمريكا خواهد بود. از طرف ديگر چين با جمعيتی بيش از 1.3 ميليارد نفر
كه اقتصادش بيش از دو دهه و بدون تنش با ساير قدرتها رشد و توسعه را
تجربه میكند، رقيب جدی و بالفعل آمريكاست.1 كنترل
خاورميانه توسط آمريكا از جهتی برای كنترل اين دو رقيب است.
قيمت
نفت اگر به بالاترين درجه میرسد، ناشی از مصرف اين فراورده در دو
اقتصاد پويای چينی و آمريكايیست. چين اولين هدف آمريكا پس از طرح
اصلاحات خاورميانه است و شايد هم همزمان اين دو پروژه پيش برود!
اما
در اين ميان ما چه میكنيم؟ اگر چه به آمريكا روی خوش نشان نمیدهيم،
ولی چين را در آغوش ميفشاريم! تمام كالاها و اجناس چينی بازار ما را
فرا گرفته: از كفش و لباس تا وسايل الكترونيكی و كامپيوتر. برخی از
صنايع و كارگاههای كوچك به دليل ناتوانی در رقابت از گردونه حذف
شدهاند. اقتصاد توليدی ضعيف ما ضعيفتر شده است و در عوض اقتصاد تجاری
به نفع عدهی معدودی تقويت شده است.
|

چين رشد اقتصادی
بالای 9.3 و 9.5 درصد را در سالهای 2003 و 2004 داشته است.
توليد ارزان و صادرات بمببارانگونهی چين الگوی مصرف جهانی را
متأثر كرده است. البته تصوير دختر سادهپوش چينی در پكن كه از
مقابل يك تابلوی بزرگ تبليغاتی میگذرد، مشخص نيست چه روايتی از
اثرگذاری اين الگو در داخل چين بهدست میدهد. |
اگر
به صورت واقعی به مشكلات ايران امروز توجه داشته باشيم، بیكاری جوانان
مسألهی عمدهای برای جامعه ايجاد كرده و ارقام واقعی بیكاری جوانان
طبق آخرين آماری كه سازمان ملی جوانان ارائه كرده است، بيش از سی درصد
است و هر خانوادهی ايرانی يك يا چندين عضو آن با اين مسأله دست و پنجه
نرم میكند.2 اقبال و توجه به كالای داخلی میتواند بخشی از
اين مسأله را حل كند، اما وقتی مصرفكنندهی ايرانی كالای خارجی با
قيمت پايين در دسترساش قرار دارد، چهگونه كالای ايرانی را انتخاب
كند؟
اين
موضوع را از زاويه ديگری نيز میتوان نگريست: در جامعهشناسی دارا بودن
دشمن مشترك برای وفاق درونگروهی امری كاركردی و مفيد است و در جهان
حاضر نيز دشمنی كه به جنگ و خونريزی منتهی شود، خيلی طرفدار و هوادار
ندارد. به عبارت ديگر، كشورها فضای جنگ سخت نظامی را به فضای جنگ نرم
اقتصادی كشاندهاند و كشورهايی در اين ميدان پيروز خارج میشوند كه
مردمشان توليدكنندهگان قوی كالاها و خدمات باشند و همچنين تمايل به
مصرف كالاهای توليد داخل داشته باشند.
ايران نيز برای وحدت ملی احتياج به دشمنان نرمی دارد كه چين در خط مقدم
آن قرار دارد. بیكاری خيل عظيم توليدكنندهگان داخلی كه پیآمدهای
ناگوار روانی و اجتماعی برای خانوادهها دارد، تأييدی بر اين انتخاب
است. میتوان به ستاد مبارزه با كالاهای قاچاق پيشنهاد كرد تا يك تن
از كالاهای قاچاق چينی را كه در سال گذشته ضبط كرده، در مراسمی نمادين
معدوم و منهدم كند تا هم مسؤولان هم مردم به اين مسأله توجه كنند. شايد
مدافعان اقتصاد آزاد لب به شكايت بگشايند كه در روند جهانی شدن اقتصاد،
اين اعمال بیهوده است، اما چنين كاری تنها در حد تلنگر است برای
اقدامات جدیتر.
1 و 2 -
منابع از بخش فارسی بیبیسی هستند. میتوانيد لينك آنها را از روی
شمارهی پانويس دنبال كنيد.
é |