سال سوم، شماره بيست و پنج اردی بهشت 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگي


 

 

 

وقتی كه يادم رفت ...

حجم

دختران رود گل‌آلود

عطر ديار دور

تخدير

شهر كتاب

سياه‌چاله

باغ

اتوبوس بهانه بود

پاره‌ها: پاره‌ی سوم

انديشه‌ی دينی، شناخت مليت، ...

تأثير نيچه بر اگزيستانسياليسم

نگاهی به ريشه‌ها ...

عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ

زمانه‌ی بلوغ وب‌لاگ‌‌ستان

پاک‌نويس الکترونيکی ميراث کهن اسلامی

وقتی دانش‌گاه نمی‌رم و ...

نوشته‌های اتوبوسی

حالا خودم حرف می‌زنم

بيانيه‌ی هيأت داوران ...

 

انديشه‌ی دينی، شناخت مليت، يك گفت‌وگو - بخش نخست

پ. طاهری

taheri.p [ @ ] gmail.com

 

پيش‌گفتار

دين‌داری و تفكر دينی در عصر حاضر مطلبی‌ست كه متفكران دينی در سطح دنيا سخن‌رانی‌ها و مقاله‌های متعددی در باره‌اش داشته‌اند. و كشور ما نيز از اين مقوله به دور نبوده و نيست. در دنيای ام‌روز و بار در نظر گرفتن پيش‌رفت‌های علمی و تكنولوژيك و گسترده‌گی انديشه ی متفكران، شايد بازگشتن و پافشاری‌های ناسيوناليستی، چه در حوزه‌ی دين چه در حوزه‌ی مليت، از يك طرف نيك و از ديگر سوی بد باشد. اگر قبول كنيم كه تاريخ يك ملت فرآيندی‌ست كه به پيش می رود، جدا كردن قسمتی از اين تاريخ، و رنگ و لعاب دادن به ان و سپس در پی آن بودن كه هر آن كس متعلق به آن دوره است نيك و هر آن كس كه نيست اهريمن است، بلاهتی‌ست تاريخی! چه تاريخ يك ملت روندی‌ست از گذشته تا به ام‌روز، اما نكته‌ی مثبت اين مسأله آن است كه شايد هويت فراموش شده‌ی قومی را بتوان بازگو كرد و ژرف‌ساخت‌های فرهنگی قومی را شناخت. اما اين هويت‌بخشی و شناخت ژرف‌ساخت‌های فرهنگی اگر بخواهد انديشه‌مندانی چون حافظ، غزالی، مولوی، ابن‌سينا، فارابی و ملاصدرا و بسياری ديگر را به نادانی متهم كند و اين نكته را بخواهد جا بيندازد كه ايرانی تنها فلان خصوصيات مشخص را داراست و هر آن كس كه غير از اين باشد، ايرانی نيست (در حوزه‌ی انديشه)، جهالتی‌ست باروز شده. همه‌گان در سرزمين ايران، با هر عقيده و نژادی، ايرانی‌اند. اگر در جامعه‌ای مصاديق ظلم، فساد، چپاول و ... وجود دارد، ريشه‌های مختلفی را می‌توان برای آن متصور شد، ريشه هايی نظير شخصيت‌شناسی حكومتی، فقر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی. اين كه بگوييم تنها علت وجود مصاديق فوق، يك پارامتر واحد بوده و آن پارامتر به كل سياه است و مملو از زشتی، از عقل بعيد است. اين كه در پديد آمدن مصاديق فوق، عوامل ديگری نيز حضور دارند، منطقی‌تر است.

روشن‌تر بگوييم، می‌خواهيم در باره‌ی اين صحبت كنيم كه تفكر دينی، يا به طور اخص تفكر اسلامی، می‌تواند به وجود آورنده‌ی مصاديق فوق باشد يا اين كه نه تنها نمی تواند بلكه آمده تا جامعه‌ی جهانی را از اين مصاديق بری كند. منازعات متكلمان، فقها، عرفا و انديشه‌مندان اسلامی در اين خصوص از گذشته تا به حال آيا بر سر پوچ و هيچ و دفاع از جهالتی تاريخی‌ست يا از گوهری والا كه سعادت انسانی را تضمين می‌كند؟ آيا فهم شريعت اجرای احكام اسلامی‌ست يا چيزی فراتر از آن؟

منحصر دانستن اهداف دين و مقاصد شريعت در اجرای احكام اسلامی ديدگاهی‌ست كه هدف و مقاصد وحی از تشريع اين حدود را ناديده می‌گيرد. دين اسلام _‌ همان‌طور كه هر دانش جوی مبتدی علوم قرآن می‌آموزد _ خود را هم‌گام با شكل‌گيری واقعيت اسلامی پی‌ريزی كرده است. وحی و ارتباط پيامبر اكرم و ابلاغ آن به جامعه‌ی عرب‌زبان می‌بايست هم‌گام با ژرف‌ساخت‌های آن فرهنگ صورت می‌گرفت، كه گرفته است. نگارنده‌ی اين سطور به جد معتقد است كه اسلام به معنای واقعی آن نه تنها هويت تاريخی ما را زير سؤال نمی‌برد كه ما را سربلندتر نيز می‌كند. چه انديشه‌مندان ايرانی در فهم علوم قرآنی و اسلامی شايد سرآمد همه‌گان باشند.

 

در ادامه‌ی اين نوشتار كه اميدوارم سلسله‌وار پی‌اش بگيرم، بهره‌مندی از نظرات شما ياری‌ام خواهد كرد.

é


 © برداشت مطلب از مجلهء «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.