سال سوم، شماره پنج تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

طرح يک پيکره

انديشه و شناخت: تقليد، فقه و حيله در احكام

نيچه و زايش تراژدی

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (1)

درنا

مردی تمام عيار

اميد

چراغ اين خانه

اگر پرنده بگريد و ...

كله‌پرسه

كلمه: تقديم به ...

عصرهای خواب‌آلود

F'inita la Comedia

صدای رنگ‌ها

حالا كه بيدار نمی‌شوی

چهار شعر: رابعه و ...

 

 

اين مردم همان مردم‌اند

يادداشتی درباره‌ی انتخابات نهم رياست‌جمهوری

رضا كلاهی

reza [ @ ] forough.net

 

ظاهرا مردم ايران شگفتی ديگری آفريدند. اين شگفتی‌ها ناشی از چيست؟ آيا ماهيت ملت ايران به نحوی‌ست که قابل پيش‌بينی نيست؟ آن بيست ميليون دوم خرداد 76 چه شدند؟ آب شدند و به زمين فرو رفتند؟ يا همه‌گی در طول اين هشت سال از اين رو به آن رو شدند؟ يا آن که هيچ يک از اين اتفاقات نيفتاده است و اين‌هايی که بيست و هفت خرداد و سه‌ی تير به احمدی‌نژاد رأی دادند همان‌ها هستند که دوم خرداد به خاتمی رأی داده بودند و تغيير اساسی هم نکرده‌اند؟ آيا ماهيت رأی دوم خرداد با رأی بيست و هفت خرداد و سه‌ی تير از اساس يکی‌ست؟ آيا آن‌چه ما شگفتی می‌شماريم، ناشی از ويژه‌گی‌های متغير و بی‌حساب و کتاب مردم ماست يا ناشی از شناخت نادرست‌مان از مردم؟ فکر می‌کنم عاقلانه‌تر آن است که جواب دوم را بپذيريم. ما شناخت درستی از مردم نداشتيم و نداريم. و تا اين چنين است، هر بار شگفت‌زده خواهيم شد و هر بار نخواهيم دانست که از کجا خورده‌ايم.

زنان در صف رأی

عكس از سجاد صفری، مهر

اين انتخابات به نظر من يکی از ناب‌ترين انتخابات در دوران پس از انقلاب بود. در انتخابات گذشته، يا رقيب جدی‌ای برای نامزد اصلی وجود نداشت، يا فضا آن چنان احساسی بود که همه‌ی آراء را به سمت خاصی می‌کشاند و معلوم نمی‌شد نظر واقعی مردم چيست. مرحله‌ی اول اين انتخابات، گرچه به طور نسبی، بيش از انتخابات پيشين اقشار مختلف اجتماعی را از يک‌ديگر تفکيک کرد و به‌تر از موارد گذشته توانست وزن اجتماعی هر يک از گروه‌های سياسی را آشکار سازد (گرچه هنوز با واقعيات فاصله‌ی زيادی دارد). اين انتخابات به جناح‌های سياسی ياد داد _ اگر ياد بگيرند _ که در صحبت کردن به نام مردم و از طرف مردم افراط نکنند و محتاط‌تر باشند، وزن خود را بدانند، نظر خود را رأی تمام مردم نشمارند و به ياد داشته باشند که در انتخاب بعدی معلوم نيست مردم باز هم آن‌ها را برگزينند. به هر حال، آن چه رخ داد يک انتخابات بود در فرآيندی _ نسبتا _ دموکراتيک. مگر ما نبوديم که می‌گفتيم دموکراسی شيوه‌ای‌ست معيّن برای رسيدن به نتايج نامعين؟ آيا نامعين بودن نتايج را فقط برای مخالفان‌مان می‌خواستيم؟ آيا اين هم از نتايج دموکراسی نيست که بايد بپذيريم؟ بايد اين نتيجه را بپذيريم و البته بدانيم که نه بايد انديشه را تعطيل کنيم و نه فعاليت سياسی را. اين انتخابات، ماده‌ی خام مهمی بود برای فکر کردن درباره‌ی ويژه‌گی‌های مردم و جامعه‌‌مان. و به ما نشان داد که شناخت‌مان از مردم چه اندازه از واقعيات دور است و چه‌قدر نيازمند مطالعه و تحقيق هستيم. نتيجه‌ی اين انتخابات فرصتی فراهم کرد برای پخته‌تر شدن در عالم سياست و فعاليت سياسی.

خلاصه آن که اين مردم همان مردم‌اند، ما بايد بيش‌تر فکر کنيم و کم‌تر داد بزنيم.

 

بماند تا شماره‌ی بعد ...

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.