سال سوم، شماره نوزده تير 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

ارزش آزادی

سبكی تحمل‌ناپذير وب‌لاگ

ريشه‌ها - دانش پهلوانی (2)

كهنه‌گی

صورتك‌های يك آدم نابلد

بازگويی يك روايت تكراری

دوست من، هم‌دم‌ام

ديدار

هر كسی جايی دارد

سكوت اما ...

آشتی با بهشت و روز بعد از پاييز

آونگ لب‌خند

درياهای فراموش شده

آداجيو

Dance macabre - دو

دو شعر: نجوای ساكت انديشه

حرام شده‌ام

سبك

سواران مشتاق مقصد

 

 

ديدار

نرگس بابايی

narges_babai [ @ ] yahoo.com

نگارنده‌ی وب‌لاگ «تا شقايق هست»

 

وقتی ستاره مرد

آن ماه نازنین

آرام جان سپرد

گفتم که باز هم

شامی دگر رسید

از راز عاشقان

پرده برون کشید

 

من در سکوت شب

تنها نشسته‌ام

با یاد بی‌کسی

شبنم فشانده‌ام

در آن غبار اشک

دیدم خدایِ من

آرام و بی‌صدا

پیش‌ام نشسته است

ناگه دل‌ام تپید

اشک‌ام فرو چکید

 

گفتم: خدای ِ من

این‌جا چه جای توست؟

ناگاه آمدی

جان‌ام فدای تو

خوش آمدی برَم

بنشین که خسته‌ام

دردِ دل‌ام شنو

دیگر شکسته‌ام

سویم نگه نکرد

 

گفتم: خدای من

ای مهربان پدر

با من جفا نکن

حالا که آمدی

دردم دوا بکن

سویم نگه نکرد

 

گفتم: خدایِ من

آرام جانِ من

من بنده‌ی تو ام

باید که بشنوی

تو این فسانه‌ام

سویم نگه نکرد

 

گفتم که ای خدا

ای سایه‌ی خموش

چیست این گناه من

کز من ربوده‌ای

آرام جان من؟

 

برخاست او ز جا

فریاد کردم‌اش:

بنشین خدا مرد

دیگر مَرو مَرو

خواهی اگر رَوی

جان من‌ام ببر.

 

برگشت سوی من

با آن نگاه پاک

خاموش و مهربان

لب‌خند بر لب‌اش

آرام پر کشید

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.