سال سوم، شماره دو مرداد 1384

 دوهفته‌نامه‌ی فرهنگی


 

 

 

در اين بن‌بست

در ترجمه‌ی متون تخصصی

تو می‌گويی كه «انقلاب» را ...

باله‌ای از انديشه

مقاومت در وب‌لاگ

ريشه‌ها - داستان پهلوانی (1)

افسرده‌گی

از تناقض‌های مدرن

بر پهنه‌ی فارس

خانواده‌های خود-ويران‌گر

گور مشترك

خلوت

آن ديگری

دو شعر: گم‌گشته و بودن

شب عور

تصورات مبهم من

قصيده‌ی قوس و قزح

پرديتا

به انتظار ...

بهشت

 

 

عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ - بخش چهارم

رضا كلاهی

reza [ @ ] forough.net

 

مقاومت در وب‌لاگ

وب‌لاگ يکی از مهم‌ترين موقعيت‌هايی‌ست که عرصه‌ی عمومی در آن شکل می‌گيرد. اين ويژه‌گی وب‌لاگ تنها مخصوص جامعه‌ی ايران نيست. به نظر من در همه جای دنيا، وب‌لاگ مهم‌ترين موضعِ تشکيل عرصه‌ی عمومی‌ست. در قسمت دوم اين نوشته درباره‌ی «عرصه‌ی عمومی» گفتم. عرصه يا حوزه‌ی عمومی جايی‌ست ميان «حوزه‌ی خصوصی» و «حوزه‌ی دولتی». مهم‌ترين تفاوت ميان حوزه‌های خصوصی و دولتی آن است که در حوزه‌ی دولتی قدرت وجود دارد، اما حوزه‌ی خصوصی فاقد قدرت است. به همين دليل دولت و حاکميت سياسی می‌تواند حوزه‌ی خصوصی را آن طور که می‌خواهد کنترل کند و آن طور که می‌خواهد به آن شکل دهد. مردم عادی چه‌گونه می‌توانند در برابر اين اعمال قدرت مقاومت کنند، يا بر آن اثر بگذارند و شيوه‌ی اعمال قدرت را تغيير دهند؟ عرصه‌ يا حوزه‌ی عمومی ابزاری‌ست که افراد خصوصی را نيز صاحب قدرت می‌کند و به آن‌ها امکان می‌دهد که قدرت سياسی را تحت تأثير قرار دهند. حوزه‌ی عمومی چيست و چه‌گونه چنين قدرتی به افراد خصوصی (مردم عادي) می‌دهد؟ حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که سه خصلت داشته باشد:

اول و مهم‌تر از همه، حوزه‌ی عمومی جايی‌ست برای حرف زدن. جايی برای آن که افراد نظرات و دغدغه‌های خود را ابراز کنند، و عقيده‌ی خود را به اطلاع «عموم» برسانند. فضايی که در آن چيزی گفته نشود، نمی‌تواند مصداقی برای حوزه‌ی عمومی باشد.

دوم، حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که همه‌گان به يک‌سان و کاملا آزادانه به آن دست‌رسی داشته باشند (يعنی بتوانند در گفت‌وگوها شرکت کنند). هيچ استثنايی نبايد وجود داشته باشد. دست‌رسی به حوزه‌ی عمومی برای هيچ‌کس نبايد سخت‌تر از ديگری باشد. داشتن يا نداشتن هيچ امتيازی _ مثلا دانش‌مند يا بی‌سواد بودن، بهره‌مندی يا بی‌بهره‌گی از قدرت سياسی، بهره‌مندی يا بی‌بهره‌گی از منزلت اجتماعی، داشتن يا نداشتن امکانات اقتصادی، يا هر امتياز ديگری _ نبايد در دست‌رسی افراد به حوزه‌ی عمومی هيچ اثری داشته باشد. حوزه‌ای که استثنايی در دست‌رسی به آن وجود داشته باشد، «عمومی» نخواهد بود، بلکه «خاص ِ» افراد معينی‌ست.

سوم، جايی که در آن همه‌گان بتوانند آزادانه با هم در ارتباط و در تماس باشند. در برقراری ارتباط نيز نبايد هيچ استثنايی وجود داشته باشد. داشتن يا نداشتن هيچ امتيازی نبايد موجب آسان‌تر يا سخت‌تر شدن ارتباط افراد با يک‌ديگر شود. اگر افراد بتوانند حرف خود را به آسانی بزنند، اما نتوانند اين حرف را به گوش ديگران برسانند (يعنی نتوانند با هم ارتباط برقرار کنند)، آن گاه باز آن چه به وجود می‌آيد عمومی نخواهد بود.

خلاصه آن که حوزه‌ی عمومی جايی‌ست که آدم‌ها بتوانند در آن آزادانه هر چه می‌خواهند، در ملأ عام و به طوری که همه‌گان امکان شنيدن و متقابلا اظهار نظر درباره‌ی آن را داشته باشند بگويند. حوزه‌ی عمومی عرصه‌ای‌ست فراگير برای گفت‌وگوی عموم. از خلال اين گفت‌وگوی عمومی، «افکار عمومي» شکل خواهد گرفت. افکار عمومی ابزار اصلی افراد خصوصی، يا همان مردم عادی‌ست برای تأثيرگذاری بر قدرت سياسی. گفت‌وگوهايی که در حوزه‌ی عمومی صورت می‌گيرد، آگاهی عموم را افزايش می‌دهد، شور و هيجانی ايجاد می‌کند، خواست‌ها و انتظارات تازه می‌آفريند، نقاط ضعف قدرتِ حاکم را برجسته می‌کند، مشروعيت نظام سلطه را به چالش می‌کشد و در نهايت می‌تواند بر «نحوه‌ی اعمال قدرت» توسط حاکميت سياسی (يا به طور کلی توسط صاحبان قدرت) تأثير بگذارد و آن را در جهت خواست افکار عمومی تغيير دهد.

يک نکته‌ی مهم ديگر آن که قدرت تنها از طرف حاکميت سياسی اعمال نمی‌شود. قدرت در درون نهادهای مختلفی وجود دارد و به شيوه‌های مختلفی اعمال می‌شود. حوزه‌ی عمومی می‌تواند بسياری از اشکال قدرت را به نقد بکشد و بر آن‌ها اثر بگذارد. به عنوان مثال «نخبه‌گان غيرسياسی» يکی از مهم‌ترين بخش‌های غيرسياسی صاحب قدرت در جامعه هستند. البته نوع قدرت نخبه‌گان غيرسياسی از نوع قدرت سياسی متفاوت است و به شيوه‌های ديگری اعمال می‌شود. به طور کلی، انواع مختلف نخبگان، از قدرت‌های متفاوتی برخوردارند و از شيوه‌‌های مختلفی برای اعمال آن قدرت استفاده می‌کنند. مثلا نخبه‌گان فکری و فرهنگی، صاحب «قدرت نمادين» هستند. آن‌ها نمادهای حاکم بر کردار و جاری در ميان مردم (ارزش‌ها و هنجارهای مسلط) را توليد می‌کنند و از اين طريق، افکار و رفتارها را تحت کنترل درمی‌آورند و سعی می‌کنند به آن‌ها به شيوه‌ای که می‌خواهند شکل دهند. حوزه‌ی عمومی تنها مکان، يا مهم‌ترين مکانی‌ست که مردم عادی هم می‌توانند در آن حضور يابند. در اين عرصه، چه بسا که خيلی از افراد عادی، پرطرف‌دارتر و پرمخاطب‌تر از نخبه‌گان باشند و بيش از آن‌ها بتوانند بر افکار عمومی اثر بگذارند. مثلا بسياری از شخصيت‌های معروف عرصه‌ی وب‌لاگ، افرادی بسيار عادی و معمولا کم‌سن‌و‌سال‌اند. در اين عرصه، مردم عادی نيز دوشادوش نخبه‌گان، و گاه اثرگذارتر از آنان، توليدکننده‌ی نماد خواهند بود. به اين ترتيب، در حوزه‌ی عمومی افراد عادی می‌توانند اقتدار و نفوذ نخبه‌گان فکری را به چالش بکشند و بر قدرتی که از سوی آنان بر جامعه اعمال می‌شود، تأثير بگذارند.

در دوران مدرن، قبل از وب‌لاگ، مطبوعات را مهم‌ترين محل شکل گيری حوزه‌ی عمومی دانسته‌اند، اما به نظر من وب‌لاگ به خصوصيات ايده‌آل حوزه‌ی عمومی بسيار نزديک‌تر است. به نظر من، وب‌لاگ را می‌توان نمونه‌ی بسيار ايده‌آلی از حوزه‌ی عمومی دانست. در وب‌لاگ مهم‌ترين کاری که می‌شود انجام داد حرف زدن است. اين ويژه‌گی، از نظر معيارهای عرصه‌ی عمومی بسيار اهميت دارد. ايجاد وب‌لاگ تقريبا برای همه‌گان به يک‌سان امکان‌پذير است. تنها لوازم مورد نياز برای آن، داشتن حداقلی از اطلاعات کامپيوتری و دست‌رسی به اينترنت است، که امروزه تقريباً همه‌جا فراهم است. و در نهايت، در وب‌لاگ با استفاده از امکانات نظردهی و لينک‌دهی، ميان وب‌لاگ‌ها و وب‌لاگ‌نويسان ارتباط برقرار می‌شود. به اين ترتيب، وب‌لاگ جايی‌ست که در آن می‌‌تواند گفت‌وگوهای انتقادی بر سر موضوعات مختلف، برقرار شود و به افکار عمومی شکل دهد و انواع مختلف قدرت و نفوذ را به چالش بکشد. يکی از مهم‌ترين خصوصيات اين عرصه آن است که موضوعات مختلف در آن از دغدغه‌های افراد خصوصی يا مردم عادی نشأت می‌گيرد نه از مصالح گروه‌ها يا نهادهای مختلفِ صاحب قدرت. تاريخ دو سه ساله‌ی وب‌لاگ‌نويسی فارسی، نمونه‌های فراوانی از شکل‌دهی به افکار عمومی در ميان جمعيت وب‌لاگ‌نويس و وب‌لاگ‌خوان، و حتا در ميان سايران را همراه دارد که تأثيرات‌اش گاه مستقيما نيز مشهود بوده است. اجماع عمومی درباره‌ی تغيير نام خليج فارس، يکی از درخشان‌ترين اين نمونه‌هاست. در مخالفت با اين تغيير نام، نه از طرف حکومت ايران نه از سوی پای‌گاه‌های رسانه‌ای رسمی، هيچ موضع محکمی اتخاذ نشد، با اين حال خبرپراکنی و گفت‌وگو‌های انتقادی وب‌لاگ‌نويسان توانست جريانی قوی در مخالفت با اين تغيير نام ايجاد کند و در نهايت تا حدی به عقب‌نشينی مجله‌ی نشنال‌جئوگرافيک از موضع قبلی خود منتهی شود. نمونه‌های فراوان ديگری نيز می‌توان مثال آورد: انتخابات مختلف، دست‌گيری وب‌لاگ‌نويسان و به طور کلی مسأله‌ی زندانيان سياسی و آخرين آن مراسم گرامی‌داشت سال‌گرد زندانی شدن گنجی، و بالاخره مسأله‌ای که برای نوشی درباره‌ی بچه‌هايش اتفاق افتاده و همين روزها هم در وب‌لاگ‌ها مطرح است.

بررسی گفتمان‌هايی که از آغاز تا کنون در دنيای وب‌لاگ‌نويسی فارسی (و به قول من در عرصه‌ی عمومی وب‌لاگ) مسلط بوده است، و اثر آن بر وقايع مورد گفت‌وگو، می‌تواند موضوع يک مقاله‌ی تحليلی مفصل، و بيش از آن موضوع يک تحقيق بزرگ، باشد. در بخش بعد، درباره‌ی برتری وب‌لاگ بر ساير رسانه‌ها، خصوصا مطبوعات که آن را محمل اصلی عرصه‌ی عمومی در زمان حاضر دانسته‌اند، خواهم نوشت.

é


 © برداشت مطلب از مجله‌ی «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله در اينترنت مانعی ندارد.