|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||
|
«فروغ» تا اطلاع بعدی تعطيل است اطلاعرسانی، چهارشنبه، 11 آذر 1388
با توجه به موانع پيش آمده برای ادامهی فعاليت «گالری - بوفهی فروغ»، هماكنون اين محل تعطيل است و تعطيلی آن تا اطلاع بعدی و اخبار تازهتر ادامه دارد.
خواهشمند است كه اعضا و همراهان انجمنها و كارگاههای فرهنگی تشكيلشده در «فروغ»، برای پیگيری وضعيت نشستها با نشانی پست الكترونيكی «فروغ» نامهنگاری كنند تا همآهنگی لازم با ايشان صورت پذيرد.
آغاز به كار دو انجمن و كارگاه در «فروغ» گزارش - اطلاعرسانی، پنجشنبه، 5 آذر 1388
بعد از فراخوان اوليه و انجام مراحل ثبت نام، چند وقتیست كه دو كارگاه و انجمن در راستای توسعهی فعاليتهای فرهنگی - هنری گالری - بوفهی فروغ آغاز به كار كردهاند. كارگاهی كه از هفتهی آخر آبان ماه شروع به كار كرد و امروز دومين نشست آن برگزار میگردد، «كارگاه شعر» است كه به مسؤوليت «پژمان طرفهنژاد» برگزار میگردد. اين كارگاه عصرهای پنجشنبه برگزار میشود (از ساعت 3 تا 5) و شركت در آن فقط برای اعضايی كه ثبت نام كردهاند، ممكن است. روزهای جمعه، صبحها (از ساعت 9 صبح تا حوالی 1 بعد از ظهر)، گالری - بوفهی فروغ ميزبان دوست دارانِ هنر سينماست. در نشستهای «انجمن نمايش و نقد فيلم» كه تا كنون دو جلسهی آن برگزار شده، در يك نشست فيلم سينمايی «مگنوليا» ساختهی پل تامس آندرسون به نمايش درآمده است و در نشست ديگر، اين انجمن ميزبان دو مهمان برجسته بوده است: «كيانوش عياری»، فيلمساز معاصر، و «حميدرضا صدر»، منتقد سينما - كه دستی هم در معماری و كارشناسی فوتبال دارد. در بارهی اين فعاليتها به زودی برنامههای خبررسانی گستردهتری تدارك ديده میشود. در ضمن، علاقهمندانی كه به صورت متناوب علاقه دارند در اين نشستها شركت كنند، میتوانند با گردانندهگان گالری - بوفه تماس بگيرند تا در صورت امكان اين فرصت برایشان مهيا گردد.
نشستهای توجيهی و معارفهی كارگاههای فرهنگی و ادبی «فروغ» اطلاعرسانی، يكشنبه، 10 آبان 1388
بعد از اعلام فراخوان اوليه برای برگزاری نشستها و انجمنها و كارگاههای فرهنگی و هنری «فروغ» و اعلام درخواست تعدادی از علاقهمندان، اين هفته معارفهی تفصيلی برنامهها و اعلام چند و چون شركت و عضويت در اين كارگاهها و انجمنها، در تاريخهايی به قرار زير چند نشست توجيهی برگزار میگردد:
- چهارشنبه / سيزده آبان
ساعت 15 / نشست ويژهی انجمن نمايش و نقد فيلم - پنجشنبه / چهارده آبان
ساعت 15 / نشست ويژهی كارگاه و انجمن شعر
از دوستانی كه درخواست حضور خود را اعلام كردهاند، دعوت میشود در يكی از اين نشستها حتما شركت كنند. با توجه به اين كه پيشبينی شده است تا اين نشستها در زمان برگزاریشان برای چند گروه به طور موازی تشكيل شوند تا تعداد بيشتری از همراهان فروغ بتوانند از اين امكان بهرهمند شوند، هنوز ظرفيت انجمنها و كارگاهها تكميل نشده است. اين بخت برای كسانی كه تا حالا به فراخوان اول پاسخی ندادهاند، وجود دارد تا به جمع ما بپيوندند.
فراخوان برگزاری نشستها و كارگاههای فرهنگی و ادبی «فروغ» اطلاعرسانی، يكشنبه، 3 آبان 1388
به زودی نشستها و كارگاههای فرهنگی و ادبی «فروغ» در زمينهها و عرصههای مختلف به طور مستمر برپا میشوند. در همين راستا، برخی از نشستها به صورت انجمنی و با عضوپذيری از همراهان علاقهمند برگزار میشود. از آن دوستان و آشنايانی كه مايل به شركت در اين برنامهها هستند، خواهش میكنيم با تماس گرفتن با گردانندهگان گالری - بوفهی «فروغ» ضمن دريافت اطلاعات تكميلی (در بارهی زمان و طول دوره، جزئيات برنامهها و هزينهی عضويت و اطلاعات ديگر)، برای ثبت نام اوليه اقدام كنند. در حال حاضر پيشبينی شده تا نشستها، انجمنها و كارگاههايی با عناوين زير برگزار گردند: - «كارگاههای روانشناسی» در دو سطح مقدماتی و پيشرفته، با محوريت رویكرد «تحليل رفتار متقابل»؛ - «كارگاه شعر»: فرصتی برای نقد و تحليل و شعرخوانی؛ - «انجمن نقد كارگاهی و نمايش فيلم»؛ با توجه به اين كه ظرفيت ثبت نام از علاقهمندان و امكانات محلی گالری - بوفه در حال حاضر محدود است، پيشنهاد میكنيم در اولين فرصت نسبت به همآهنگی برای عضويت و حضور در اين برنامهها اقدام كنيد. با آماده شدن فرمها و ديگر برگههای اطلاعرسانی، اين خبر روزآمد خواهد شد.
گزارش تحريريهی «فروغ» از فعاليتهای گالری - بوفهی «فروغ» گزارش، يكشنبه، 26 مهر 1388
از واپسين روزهای زمستان پارسال، گردانندهگان «فروغ» كوشيدند تا جان تازهيی به روند انتشار مجله ببخشند و در همين راستا، با همراهی و مشورت برخی از اهل فرهنگ و ادب شيراز – از آنجا كه دورهی جديد انتشار نسخهی كاغذی «فروغ» در شيراز صورت میپذيرد و بساط كار مجله در اينجا پهن است - و تن سپردن به خطر خرج كردن بيش از پيش مال و منال، آستين همت بالا زدند و دفتری، جايی، پایگاهی راه انداختهاند تا بستری فراهم شود برای نشست و برخاستهای فرهنگی؛ نشست و برخاستهايی كه هم مايهی توسعهی ارتباطات شده هم امكان گسترش دايرهی مخاطبان را فراهم آورده هم بر توانايی و فعليت تحريريه و گروه اجرايی مجله افزودهاند و فراتر از همهی اينها، تالی آنها، در شكلی سالم و راستين توانستهايم به دغدغههايی از جنس فرهنگ كه كم و بيش در دل همهمان میجوشد، اعتنا كنيم. از آغاز اين فعاليت تا كنون هر چند زمان زيادی نگذشته، اما موانع بسيار را پشت سر گذاشتهايم و همچنان با جادهی سنگلاخی روبهروييم، اما چه باك! در ميانهی راه قدم پس گذاشتن بیمعنیست.
با اين چند خط تنها گزارشی مختصر ارائه میشود از برخی برنامهها و فعاليتهايی كه در اين پایگاه «فروغ» ميزبانی كرده است: - برگزاری نمايشگاه عكس، نقاشی و طراحی «مقدمه» با ارائهی آثاری از صالح تسبيحی، اميرحسين ابنالدين، افشين چيذری و صدرا وجدانی (در كنار اين نمايشگاه، چند نوبت پخش برای چهار فيلم كوتاه از سميرا برادری، ياسمين ريزان، سپهر علیمحمدلو و حسين ذوقی در نظر گرفته شد)؛ - نشست نقد و بررسی فيلم سينمايی «وقتی همه خوابايم»، اثر بهرام بيضايی؛ - نشست نمايش فيلم «بعد از خانم شمارهی يازده»، مستندی در بارهی رضا كيانيان؛ - نشست نمايش فيلم «رقص با دوربين»، مستندی در بارهی خسرو سينايی؛ - برگزاری مراسم نكوداشت خانم سيمين دانشور در هشتادوهشت سالهگیاش: «به سيمين سلام میكنيم» با سخنرانی و داستانخوانی خانمها و آقايان پرويز خائفی، شهلا لاهيجی، شهلا پروينروح، اطلس اثناعشری، كيوان نريمانی و احمد اكبرپور (اين برنامه با همكاری اعضای «انجمن زنان پارس» مديريت و اجرا شد)؛ - برگزاری مراسم بزرگداشت اسلاوی ژيژك (با همكاری «حلقهی فكری – ادبی نشانه»)؛ - برگزاری نمايشگاه عكس و نقاشی با آثاری از سروا حسينی، رها بحتويی و سجاد نياكان؛ - شبِ نمايش چند انيميشن كوتاه از «بيل پليمپتن»؛ - نشست نمايش فيلم «دو كمانچه»، فيلم مستندی از بهمن كيارستمی؛ - نشست نمايش فيلم «پیپهسرا»، فيلم مستندی از كيوان آزاد؛ - نمايشنامهخوانی «درد خفيف» نوشتهی «هارولد پينتر»، به كارگردانی مهدی كاظمزاده (كاری از گروه هنری «پارتنر»)؛ - نشست نقد و بررسی داستان «غول و دوچرخه»، اثر احمد اكبرپور (پروندهيی ويژهی اين نشست در همين شماره آماده و منتشر شده است)؛ - نمايشنامهخوانی «اتهام به خود» نوشتهی «پتر هانتكه»، به كارگردانی محمدامين پيراحمديان (كاری از گروه هنری «پارتنر»)؛ - نشست نمايش فيلم «وقت خوب مصائب»، مستندی از ناصر صفاريان در بارهی احمدرضا احمدی؛ اينك و با رونق اطمينانبخشی كه اين برنامهها يافته و استقبالی كه از جانب مخاطبان مجله شده است، چندان كه گزارشها و اخباری رسمی و غيررسمی در بارهی اين كنشگریها در نشريات محلی (مانند روزنامههای عصر مردم)، پایگاههای فرهنگی (مانند پندار) و وبلاگهای بسيار و خبرهای به اشتراك گذاشته شده در اينترنت، «فروغ» در پی آن است تا با جديتی بيشتر و برنامهريزی منسجمتر كارهايی از اين دست را دنبال كند. به زودی، برنامهريزی برای برگزاری و تشكيل نشستها، انجمنها و كارگاههايی برای نمايش و نقد فيلم، شعرخوانی و نقد كارگاهی شعر، روانشناسی تحليلی، روزنامهنگاری شهروندی، ويراستاری و دستور خط و ... سامان میگيرد و نتيجهی آن به اطلاع همراهان مجله میرسد.
گزارش، دوشنبه، 26 مرداد 1388
از هفده تا بيستوچهار مرداد 1388 در محل گالری - بوفهی «فروغ»، نمايشگاهی از عكس و نقاشی، كار «سروا حسينی، رها بحتويی و سجاد نياكان» برپا شد. اين نمايشگاه دو روز بيش از موعد برنامهريزیشده ادامه پيدا كرد. در اين نمايشگاه از سروا حسينی (متولد 1365) هفت قطعه عكس و پنج تابلو نقاشی ارائه شده است. علاوه بر اين، رها بحتويی (متولد 1365) شش قطعه عكس به نمايش گذاشت و شش تابلو عكس از سجاد نياكان بر ديوار آويخته شد. در تصوير، جزئيات يك از تابلوهای نقاشی سروا حسينی ديده میشود.
به سيمين سلام میكنيم، روز دوم نكوداشت «سيمين دانشور» در هشتادوهشت سالهگی گزارش، يكشنبه، 13 اردیبهشت 1388
در
دومين روز برگزاری مراسم نكوداشت خانم سيمين دانشور، ابتدا و به مدت
كمتر از يك ساعت خانم دكتر اطلس اثناعشری با ارائهی مقالهی مبسوطی
ويژهگیهای شخصيتهای زن داستان «سووشون» را مرور كرد و در جمعبندی
نهايی خود، وی به اهميت و كاركرد اين داستان و اثر به عنوان يك سند كه
ارزش پژوهشی در مردمشناسی و تاريخ معاصر فارس دارد، اشاره كرد. پس از
آن، آقای مهندس كيوان نريمانی به ارائهی سخن خود پرداخت. وی در گفتار
خود به داستان «جزيرهی سرگردانی» اشاه كرد و اهميت آن را از نظر
انتظار مخاطب جدی ادبيات كه پس از مدتها چشمانتظار رمانی از خانم
دانشور بوده، برشمرد. پس از اين گشايش بحث، وی نظر خود را معطوف به
مقالهيی نمود كه دكتر حسين پاينده در توصيف اين اثر منتشر كرده و در
آن با به كار بردن تعبير «شهرزاد پستمدرن» خواسته وجه مميزهيی برای
اثر برشمرد. آقای نريمانی در سخنان خود به نقد اين ديدگاه پرداخت و
ادعای پستمدرن بودن ساختار داستان جزيرهی سرگردانی را رد كرد و گذشته
از آن بيان كرد كه مدرن يا پستمدرن بودن به خودی خود امتيازی برای يك
اثر نيست.
نكوداشت «سيمين دانشور» در هشتادوهشت سالهگی گزارش - اطلاعرسانی، جمعه، 11 اردیبهشت 1388
هشتم اردیبهشت ماه سالروز تولد «سيمين دانشور» است. سيمين دانشور بزرگبانوی داستاننويسی آسمان ادب معاصر فارسیست. اهل شيراز و به تعبيری با جرأت میتوان گفت جهانیترين نويسندهی ايرانیست، از بس كه آثارش به زبانهای متعدد ترجمه شده و با شمارگان فراوان منتشر شده. زبانهای آلمانی، فرانسه و انگليسی كه سهل است، حتا زبانهايی كه نزديكی فرهنگی چندان بارزی با فرهنگ فارسی ندارند، ميزبان برگردان داستانهای او بودهاند، مثلا لهستانی و چك.
به پيشنهاد انجمن «زنان پارس» و با همراهی مجلهی «فروغ» بنا شد تا مراسم نكوداشتی به بهانهی يادكردی از سيمين برگزار شود تا مجالی مهيا گردد هم از ادبيات داستانی حرف زده شود هم محملی برای تعامل حوزههای ادبی و فعاليت در عرصهی اجتماعی جور شود. اين بود كه پس از چند نشست همفكری و برنامهريزی مراسم «به سيمين سلام میكنيم» سر و شكل گرفت و زمان برگزاریاش ده و يازده اردیبهشت تعيين شد. حالا كه اين يادداشت تنظيم میشود، نيمی از برنامهها به اجرا در آمده است. در برنامهی اجرا شدهی عصر پنجشنبه، بعد از سخن آغازی كه شهاب مباشری، مدير مسؤول فروغ و مجری مراسم، به نمايندهگی از انجمن زنان پارس به زبان آورد، با مرور چند خطی از يك نامه كه سالها پيش جلال آل احمد، همسر سيمين دانشور، خطاب به او چنين نوشته بود، بخش اصلی برنامه آغاز شد:
بخش اصلی برنامه يك نشست گفتوگوی جمعی بود كه با محوريت سخنرانی آقای پرويز خائفی، شاعر كهنهكار و نامآشنا، و خانم شهلا لاهيجی، نويسنده و ناشر و فعال اجتماعی (مدير انتشارات روشنگران و مطالعات زنان)، شكل گرفت. پس از گپ و گفتِ حاضران و سخنرانان كه از سيمين حرف زدند، از ادبيات و زبان زنانه بحث كردند و به جستوجوی نشانههای حضور زنان در عرصههای مختلف اجتماع پرداختند، برنامهی روز نخست مراسم با داستانخوانی خانم شهلا پروينروح، داستاننويس معاصر، به انتها رسيد. خانم پروينروح داستان «ياقوت مقابر» خود را به احترام خانم دانشور برای جمع قرائت كرد. اين برنامه از ساعت پنج عصر تا هشت شب به درازا كشيد. در ادامه، امروز عصر، ادامهی مراسم نكوداشت با سخنرانی خانم اطلس اثناعشری در بارهی مرور هويت زن در سووشون آغاز میشود و با سخنرانی آقای كيوان نريمانی با محوريت نگاهی به نقش سيمين دانشور به عنوان يكی از زنان نويسندهی تأثيرگذار در جريان ادبيات معاصر ايران ادامه میيابد. در نهايت، باز به احترام سيمين داستاننويس، آقای احمد اكبرپور، داستاننويس معاصر، داستان كوتاهِ «خاطرات يك لنگهی دمپايی» را خواهد خواند.
دور هم نشينی برای تماشای فيلمی در بارهی «خسرو سينايی» اطلاعرسانی، چهارشنبه، 2 اردیبهشت 1388
اين بار و در سومين نشست عصر جمعهی «گالری - بوفه» دور هم مینشينيم تا فيلم مستند ديگری ببينيم از مجموعهيی كه به تهيهكنندهگی «رضا ميركريمی» در بارهی سينمای ايران ساخته شده است. «رقص با دوربين» فيلمیست كه «سميرا سينايی» در بارهی «خسرو سينايی» ساخته. نوع فيلمسازی و تعلقات خاطر «سينايی» كه در سالهای اخير كمتر فيلم داستانی ساخته، سبب شده تا مخاطب جوان، اين سالها، كمتر او و نگاهاش را بشناسد. اين برنامه فرصتی مهيا میكند تا با ديدن فيلم يادشده هم از سوابق سينمايی او بهتر و بيشتر بدانيم هم با ديگر جنبههای زندهگی بیترديد هنرمندانهاش آشنا شويم.
هفتهی گذشته كه اولين برنامهی نمايش فيلم در «گالری - بوفه» برگزار شد، استقبال زياد علاقهمندان باعث شد تا برای دفعات بعد، كه حالا وقتاش فرا رسيده، تدبيری بينديشيم. به همين خاطر، كار را به گونهيی تنظيم كردهايم تا در دو نوبت امكان نمايش فيلم و فضای مناسبتری برای بينندهگان مهيا گردد. از اين رو، نمايش فيلم در جمعهی پيش رو، چهار اردیبهشت 1388، در دو نوبت صورت میپذيرد:* نوبت اول: چهار و نيم عصر، نوبت دوم: هفت عصر، باز هم چشم به راهتان تا بدون معطلی و تأخير فيلم را با هم ببينيم! :)
* هر نوبت نمايش فيلم در حدود يك ساعت به طول میانجامد.
دور هم نشينی برای تماشای فيلمی در بارهی «رضا كيانيان» اطلاعرسانی، پنجشنبه، 27 فروردين 1388
در دومين نشست عصر جمعهی «گالری - بوفه» دور هم مینشينيم تا يك فيلم مستند ببينيم از مجموعهيی كه به تهيهكنندهگی «رضا ميركريمی» در بارهی سينمای ايران تهيه شده. اين فيلم كه ناماش «بعد از خانم شمارهی 11» است، ساختهی «طاها پارسا شجاعنوری»ست و در بارهی «رضا كيانيان». نيازی به گفتن نيست كه كيانيان از آن دسته بازیگرانیست كه حرفهاش را میشناسد و در بارهاش و برای لحظاتی كه در آن میگذراند، سخت میانديشد. از ديگر سو، او تنها يك سينماگر نيست، هنر در جنبههای زندهگی او حضور دارد، چه به عنوان علاقهمند چه به عنوان يك نويسنده، مجسمهساز و ... خلاصه، خبر اين كه، قرار است در جمعهی پيش رو، بيستوهشت فروردين 1388، از ساعت چهار و نيم عصر، در گالری - بوفه دور هم بنشينيم به ديدن فيلم مستند «بعد از خانم شمارهی 11». چشم به راهتان! :)
پینوشت: ظرفيت مكان نمايش فيلم 22 صندلیست و نمايش فيلم حدود يك ساعت طول میكشد (البته اگر تأخيری در شروع برنامه رخ ندهد).
ارثيهيی برای ميزها و صندلیها يادداشت «ابوتراب خسروی» بر برگ دفتر ما يادگاری، جمعه، 21 فروردين 1388
در گالری - بوفهی «فروغ» اهل ادب و هنر بسياری تا كنون رفت و آمد كردهاند. اگر مسافر بودهاند، از سر دوستی با بر و بچههای «فروغ» به اينجا آمدهاند و حضورشان گرمیبخش محفل هنری - ادبی آنها كه مقيم اينجا هستند، شده است، مثل شمس آقاجانی و رؤيا تفتی و ديگران. اگر هم مستقر در شيراز هستند، افتخار ماست كه اين جای جمع و جور و نوپا را به عنوان پایگاه برگزيدهاند تا نشستهای بحث خود را برگزار كنند، مثل پرويز خائفی، رضا پرهيزكار، ابوتراب خسروی، محمد كشاورز، بابك طيبی و باز هم ديگران. (در كنار اين يادكرد از همهی اين عزيزان، از ذكر نكردن القاب آقا و خانم، استاد و همين طور تخصص و سوابقشان در میگذريم. مسلما يا مخاطب نام بلندشان را میشناسد يا با اطلاعرسانی از كار و برنامههاشان در اين محيط به شايستهگی خواهد شناخت.) به هر حال، چند روزیست در گالری - بوفه دفتری گذاشتهايم تا مراجعان، بازديدكنندهگان، رفقا، بزرگان و همهی كسانی كه آمد و شد میكنند به اينجا، اگر حرف و نظری نسبت به كليت فضای گالری - بوفه يا نمايشگاه در حال برگزاری در آن دارند، چند خطی بنويسند. مجموعهی خواندنی و صميمانهيی به خودی خود دارد گرد میآيد از اين نوشتههای كوتاه و بلند. نمونهاش يادداشت ويژهی «ابوتراب خسروی» برای گالری - بوفهی «فروغ» است. تصوير دستخطاش را ببينيد و متناش را بخوانيد:
«جايی برای رو در رويی مهيا ديدن، تا كه ساعات با شنيدن كلمات دوستان زيبا شوند، تدارك سلوكیست تا دوستان پيوند رفيقانهشان را با نزديكی انديشههاشان مستحكم كنند و مكان به مركز جهان تبديل شود. باشد كه برای هميشه اين مكان زيبا همان مركز جهان ذهنی ما شود، برای هميشه! مكانی انباشته از ساعاتی كه میگذرند و ما پير میشويم تا غبار شويم و سپس كلام شويم بر دهان ساكنان اين مكان كه كهنه میشود، حتا در غياب جوانی و پيری ما و شما. حضوری كه ارثيهيی خواهد بود برای ميزها و صندلیها.»
سپاس آقای نويسنده!
پژواك، پنجشنبه، 20 فروردين 1388
درگاه فرهنگی «پندار» بیترديد يكی از مهمترين نقطههای شروع و نيز استقرار گشت و گذار وبگردان فرهيختهی اهل ادب و هنر و فرهنگ است. حالا اين پایگاه و اهالی خوباش، عكاس و خبرنگار راهی كردهاند تا از كم و كيف كار گالری - بوفهی «فروغ» گزارش تهيه كنند. نتيجهاش شده يادداشت و مجموعه عكسهای «گالری - بوفهی فروغ: كافهی بیهياهوی شيرازیها». (تيتر اول پندار، بيست فروردين 88) اين روزها، همكاران «پندار» كه ساكن شيراز هستند، شدهاند پای ثابت گالری - بوفهی «فروغ». ممنون مريم كاميار! ممنون مرمر تقرچيان! و ارادت، آقا نيما! :)
دور هم نشينی برای گپ و گفت در بارهی فيلم تازهی بهرام بيضايی اطلاعرسانی، سهشنبه، 18 فروردين 1388
از آغاز فروردين، «وقتی همه خوابايم»، فيلم تازهی بهرام بيضايی، فيلمساز كهنهكار سينمای ايران، روی اكران است. اين فيلم از زمان اولين نمايشاش در جشنوارهی فجر (1387) بسيار بحثبرانگيز شده است. گالری - بوفهی «فروغ» در اولين نشست ويژهی نقد و بررسی فيلم خود بنا گذاشته است تا يك دور هم نشينی برای گپ و گفت در بارهی اين كار برگزار كند. گردانندهگان گالری - بوفهی «فروغ» میپندارند سابقه و اعتبار بهرام بيضايی، فارغ از چند و چون اين اثر، به اين حتما و بی ترديد میارزد كه نام و كار او سرآغاز برنامههايشان باشد. جمعهی پيش رو، بيستويك فروردين 1388، از ساعت پنج عصر، در گالری - بوفه دور هم مینشينيم تا در بارهی «وقتی همه خوابايم» صحبت كنيم و از ديدگاههای يكديگر باخبر شويم. منتظرتان هستيم :)
اطلاعرسانی، چهارشنبه، 28 اسفند 1387
با همراهی صميمانهی «صالح تسبيحی» و رفقايش، در شروع به كار گالری - بوفه اين فرصت مهيا شده تا مجموعهيی از عكسها، طرحها و فيلمهای كوتاه به نمايش گذاشته شود. اين نمايشگاه با عنوان «مقدمه» شامل آثاریست از اميرحسين ابنالدين، سميرا برادری، صالح تسبيحی، افشين چيذری، حسين ذوقی، ياسمين ريزان، سپهر علیمحمدلو و صدرا وجدانی.
يادداشت، چهارشنبه، 28 اسفند 1387
انگار در اين چند سالهی گذشته «فروغ» شخصيتیست و هويتی كه همراه مدام ما بوده است. از آبان 81 كه با دور هم نشستن دو سه دوست، يك مجلهی اينترنتی به اين اسم پا گرفت و تا كنون بیوقفه كار خود را ادامه داده، گاه به گاه شاهد بودهايم كه تكان و تحولی در چهگونه ادامه دادناش رخ داده. اين نشريهی اينترنتی، هر دو هفته يك بار، بامدادان يكشنبه، در دسترس خوانندهگان و بازديدكنندهگانی مقيم در گوشه و كنار دنيا قرار گرفته است. در سال 83، پس از صدور مجوز انتشار ماهنامه، با همكاری ماهنامهی «لو موند ديپلماتيك»، نشريهی نامدار فرانسوی، به عنوان ناشر نسخهی فارسی آن مجله در يك دوره فعاليت كرد. ماهنامه در تهران منتشر میشد و در سراسر ايران و برخی كشورهای ديگر توزيع. با آن كه به خاطر مشكلاتی، برای مدتی روند انتشار ماهنامه از حركت باز ايستاد، اما جابهجايی تشكيلات ادارهكنندهی مجله به شيراز، زادگاه همان دو سه دوست بنيانگذار «فروغ»، فرصت آن مهيا شد تا دور تازهيی از انتشار ماهنامه سر و سامان بگيرد.
اين اتفاق از بهار 1386 رخ داد. برخی معتقدند سر و شكل مجله چندان حرفهيی نيست، اما جدا از جدل در اين باره، سادهگی و صداقت رویكرد مجله در پرداختن به فرهنگ، با تأكيد بر ادبيات و هنر و با چشمداشتی به مسائل اجتماعی و سبك زندهگی، برنامه و هدفمان بوده است. تا امروز و در اين دور تازهی فعاليت، به هر دشواری كه بوده، نسخهی كاغذی خود را در كنار نسخهی اينترنتی سر پا نگه داشته است. اكنون، در آستانهی بهاری نو، «فروغ» شده مايهی اتفاقی ديگر. اين بار دستاندركاران «فروغ»، به همراهی دوستانی تازه به جمعشان پيوسته، در مسير تازهيی گام گذاشتهاند. در تعامل با مديريت «مؤسسهی فرهنگی تبليغاتی تصوير آينده»، افتتاح پایگاهی با عنوان «گالری – بوفه» فرصتی مهيا كرده است تا در بعدی دگرگونه «فروغ» حضور و بودن خود را بسط دهد.
اين «گالری – بوفه» جايیست برای به نمايش گذاشتن آثار هنری نقاشان، عكاسان، تصويرگران و ديگر اصحاب برگزيدهی هنرهای تجسمی. حتا اين مجال مهياست تا فيلمسازان هم در بستری هرچند جمع و جور با مخاطب ارتباط مستقيم داشته باشند و اثرشان را نمايش دهند.
اين «گالری – بوفه» جايیست برای ميزبانی انجمنهای فرهنگی و همهی اهل ادب و هنر تا جلسات بحث و بررسی آثارشان را برگزار كنند، در جمع و در حضور مخاطب، در محيطی آرام و صميمی، شعر بخوانند و داستانخوانی كنند، نمايشنامهخوانی و پردهخوانی.
اين «گالری – بوفه» جايیست برای برگزاری كارگاههايی تا علاقهمندان با حضور كارشناسان باتجربه، مهارتهايی را در عرصههای مختلف فرهنگی، هنری و ادبی بياموزند و به تمرين كردن بنشينند.
اين «گالری – بوفه» جايیست تا جدا از همهی اين برنامهها و برخورداری از دستآوردهايشان، حتا بی هيچ قصدی، در خلوتی يك نفره يا در همنشينی با يكی دو دوست، كمی خستهگی در كنيم، نفسی تازه، گلويی به چای، قهوه يا شربت تر و ساعتی را به ذهن و خيال فرصت آرميدن دهيم.
به «گالری – بوفهی فروغ» خوش آمديد! |
|