|
انتظار ننه سرما
روزهای
پايانی سال 81 ست و بهار در چند قدمی ماست.
ننه سرما هم طبق معمول خانه تکانی کرده و باز هم مثل هر سال
سفره هفت سين
اش
را در اتاق کوچک
اش
پهن می کند و سماور را آب می کند و قليان را کنارش می گذارد و
آخر سر هم دستی به سر و روی خودش می کشد
...،
به همان اميد و آرزويی که پارسال و سال
های قبل داشت!
اما من و شما می دانيم که باز هم مثل هميشه ننه سرما خواب
اش
می برد و عمو نوروز به خانه اش می آيد و پکی به قليان می زند و
يک فنجان چای خوش رنگ می ريزد و می نوشد و بوسه ای بر گونه ننه
سرما می زند و ...
باز هم ننه سرما مثل هميشه از خواب بر می خيزد و پشيمان از اين
که چرا خواب
اش
برده و غصه انتظاری ديگر که يک سال طول خواهد کشيد.
عيدتان مبارک پرستوهای مهربان!
يزدان پارساپور
é |