|
|
|
|
||||||||||||
|
نگاهی به ريشههای عرفان ايرانی بخش هجدهم محمود كوير
مانداييان پارهی پنجم
متون مندايی ادبيات نوشتهشدهی مندايی نزديک دو هزار سال قدمت دارد. زبان و خط مندايی شعبهيی از زبان و خط آرامی شرقیست. خط و زبان آرامی در تمامی دوران باستان، خاصه در دورهی حكومت اشكانيان، رايج بوده است و كليهی نوشتههای دولت اشكانی به اين زبان بود. متون مندايی هيچ گاه چاپ نشدهاند و مانداييان علاقهيی به نشر متون خود نداشتند. در دو سدهی معاصر محققان اروپايی نظير نلدكه و ليدزبارسكی به ترجمهی متون مندايی همت گماشتند. كتاب اصلی يا كتاب مقدس مانداييان به نام گنزاربا (گنج عظيم) در دو قسمت راست و چپ به خط مندايی نگارش يافته و نام ديگر آن سيدرا ربا (كتاب بزرگ) است. مانداييان اعتقاد دارند، هيبل زيوا (جبرئيل در اسلام) مطالب آن را از سوی حی به آدم نخستين نازل كرده است. دستهی دوم، كتابهای شش گانه هستند: كتاب تعاليم يحيا كه بخشهايی از آن با ادبيات انجيلی همآهنگ است، قلستا به معنی مجموعه قوانين ازدواج و شامل سرودههايی در ستايش عالم نورانی و احكام ازدواج و مراسم تعميد، انيانی به معنای نماز (و يا وقف)، كتاب نمازهای روزانه همراه سرودههايی در بارهی خلقت آدم و ستايش آبهای روان است. عموم روحانيون عالیمقام موظف به حفظ كردن آن هستند. سيد اد نشماتا به معنی كتاب روان آدمیست با سرودههايی در بارهی ستايش روانهای پاك مؤمنان بعد از مرگ، كتاب اسفر ملواشی به معنای دينی (يا نجومی) است. چهگونهگی انتخاب نام دينی بر اساس ساعت تولد و ماه تولد و نام مادر را شرح میدهد. برخی از انديشههای فلسفی و ستارهشناسی در آن توضيح داده شدهاند. میتوان اين كتاب را جزء تومارها به حساب آورد. سيدرا اد مصوتا به معنای كتاب تعميد است. كليهی سرودههای مراسم تعميد و احكام مربوط به آن را شرح میدهد و عموم روحانيون عالیمقام (گنجور و ترميده) موظف به از بر كردن آن برای اجرای صحيح مراسم تعميد هستند. دستهی سوم تومارهای توصيفی شامل تواريخ و ادعيهی مخصوص هستند. تومارها که طول آنها بين يک تا سه متر و در بارهی تاريخ و يا تشريح اعمال رسمیاند. قماها به معنای گره خوردن، دعايی كه توانايی معنوی فوقالعادهيی به انسان میدهد، طی آن انسان میتواند مهر ديگران را به خود جلب كند، اجنه و شياطين را از خود دور كند، منازل و مسافران را از بلايا حفظ كند. زرزتا به معنای مسلح شدن يا حفاظت است. زرزتاها ادعيهيی هستند با حجمی كوچكتر از قماها و صرفا برای حفاظت به كار میروند، حفاظت از شوری چشم انسانهای خبيث و نفرين پيرزنان و ...
از ميان مانداييان، دانشمندان برجستهيی برخاستند، چون: ثابت بن قره (مهندس و ستارهشناس و مترجم و فيلسوف)، ثابت بن سنان و هلال بن محسن (مورخ)، سنان بن ثابت (مورخ و پژوهشگر). شهرستانی مینويسد: "از آن جهت آنان را صابيين گويند که از سنن حق و طريق پيمبران منحرف شدهاند. در التنبيه و الاشراف، پيشينهی آنان به تهمورث میرسد. در داستانهايی بس کهن از رستم و سهراب که در ميان آنان يافت شده است، روايت بسيار عرفانیست و اشاره میشود که رستم از راز مهر يا خور آگاه است. نگاهی کوتاه به بخشی از کتاب روانها، از مانداييان، نزديکیهای بسيار آنها را با آنچه در اساطير کهن ايرانی در بارهی آفرينش هست، میتوان دريافت: به نام خداوند و به نام دانش زندهگی (خداوند) و به نام آن موجود نخستين كه پيرترين بود و قبل از نور و آب و تابندهگی و شكوه به وجود آمده بود. موجودی كه با كلاماش فرياد زد و بر زبان راند. از طريق كلام و بانگ او، درختهای مو رشد كردند و زندهگی يافتند. به اين ترتيب، حيات اول در منزلگاهاش استقرار يافت. و او سخن راند و گفت: «نخستين زندهگی با شش هزار [ميليون] سال بر دومين زندهگی مقدم است. و دومين زندگی با شش هزار هزار [ميليون] بر سومين زندهگی مقدم است. و سومين زندهگی با شصت هزار هزار سال قدمت از هر فرشتهيی قديمتر است. و هر فرشتهيی با هفتصد و هفتاد هزار هزار سال از تمام زمين قديمتر است. و قديمیتر از هفت پروردگار، دنيای خاكی (سياره) است. وجود دارد آن كس كه بیحد است. در آن زمان هيچ خاكی و هيچ ساكنی در آبهای سياه وجود نداشت. از آنها و از آبهای سياه، شيطان [بدیها] شكل گرفت و پديدار گشت. از كسی كه يك هزار هزار راز و يك هزار هزار پليدی با رازهای خودشان از آن بوجود آمده است.» اين دستگاه نگرش و بنيانهای آن در آيين زرتشتی - زروانی نيز شباهتهای بسيار دارد. از آنگاه که يک حکومت مرکزی در ايران راه افتاد و اين حکومت برای بقای خود به ايجاد دين رسمی دست يازيد، اين نگرش پايه گرفت. اين نگرش بر اساس دو بنی بودن جهان، نبرد بين اين دو بن، انديشهيی آسمانی در بارهی آفرينش و فرجام جهان، نجاتبخشها، جبر استوار بود و سپس بسياری از همين باورها به وسيلهی تازيان به ايران راه يافت. ريشه و بنيان آن را نه در زمان زرتشتيان يا پس از اعراب که بايد از زمان پيدايش همين آيينها و زروانگرايی جستوجو کرد. پيشتر از آن، ايرانيان به آيينهايی چون مهرگرايی، نيايش آناهيتا و بسياری ايزدبانوان ديگر، چون چيسا، آيين سيمرغی که هستی را زايشی و فراروييدنی و همآهنگ و بر اساس اختيار و زمينی میپنداشت، باور داشتند.
|
|