سال پنجم

بيست و هفت اسفند 1385

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

محمود كوير

هم‌راه با او / آثار پيشين

و

mahmoodkavir

[@] hotmail [.] com

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

www.mahmoodkavir.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1385

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

ديداری با بهار نارنج

سفری به پرتغال، بخش دوم

محمود كوير

از روزی که ريشه‌هايم از خاک ايران کنده شد، هفتاد گوشه‌ی اين جهان را گشتم تا جايی را پيدا کنم که عطر ايران را داشته باشد، که انگار گوشه‌يی از آن سرزمين است. تا سرانجام جنوب پرتغال را يافتم. انگاری شمال ايران!

رفتم و ماندم. خودش بود. رشت و لنگرود و ماسوله و آستارا! همان کوچه‌ها و جنگل و بهار نارنج و ليمو و پرتقال. رفتم و شيدا و شيفته‌ی  شاعران و موسيقی و هنر اين سرزمين شدم. و دل‌ام می خواهد که اين‌ها را به شما نشان دهم.

اين دومين پاره از شناخت سرزمين پرتغال است:

فادو، آواز برده‌گان و دريانوردان

«فادو» شعر و موسيقی و رقص است، در هم آميخته‌يی شگرف! رنگين کمانی از رؤيا و رنج و آرزو!

فادو يعني سرنوشت. سرنوشت رازآميز و شگفت برده‌گان برزيلی و دريانوردان پرتغالی. فادو ريشه در جان کولی‌ها و خنياگران پرتغال دارد. فادو آواز انبوه رنج‌ديده‌گان درياست.

موسيقی و شعر فادو از ادبيات و موسيقی بومی و کوليانه‌ی پرتغال سيرآب می‌شود. اوج گسترش آن به سده‌های نوزدهم و بيستم می‌رسد. در اين هنگام، اين موسيقی در کشورهای پرتغالی زبان آمريکای لاتين نيز دامن گسترد و به بيان رنج‌ها و آرزوهای  کارگران و تهی‌دستان پرداخت. بندرگاه‌ها و می‌خانه‌ها را پر کرد و ملاحان را در خود فرو کشيد.

اين موسيقی آميخته‌يی از احساس‌های شورانگيز، عاشقانه و سرشار از اندوه است.

آشکار نيست که آيا ريشه‌ی فادو از آوازخوانی دريانوردان پرتغالی‌ست يا برگرفته از سبک‌های موسيقايی برزيلی مانند لوندوم و مودينها. واژه‌ی فادو به معنی سرنوشت و با واژه‌ی fate انگليسی هم‌ريشه است.

به باور برخی اين موسيقی ريشه‌ی موريش دارد که ام‌روزه نيز در موراوايا نزديک ليسبون باقی مانده‌اند. نخستين اجرای شناخته‌شده‌ی فادو در يک سالن برزيلی به نام مدينهاس بوده که اين سالن در پورتو و ليسبون است. به هر روی، برده‌گان و دريانوردان از آفريقا و برزيل و پرتغال با اين موسيقی رقصيدند و شادی کردند و گريستند.

در اجرای اين موسيقی  از دو يا چند ساز گيتار به هم‌راه صدای خواننده (بيش‌تر زن) استفاده می‌شود. گيتاری که در اجرای اين موسيقی استفاده می‌شود، گيتار پرتغالی‌ست که از لحاظ شکل چيزی‌ست بين گيتار اسپانيايی و ماندولين. از لحاظ ساختاری و نوع کوک فرق چندانی با گيتار اسپانيايی ندارد. به همين خاطر مدت‌هاست که در اجرای اين موسيقی کم‌تر از اين گيتار استفاده می‌شود و بيش‌تر گيتار اسپانيايی که رايج‌تر است، به كار می‌رود. ديگر سازهايی که در اجرای اين موسيقی نواخته می‌شوند، ويولا، ماندولين و انواع سازهای ضربی‌اند. ضربه‌های بر طبل و گيتار است که جان اين موسيقی‌ست.
«آماليا» مهم‌ترين چهره‌ی شناخته‌شده در اين سبک است. صدای جادويی اين زن و هم‌راهی آهنگ‌سازان کم‌مانندی که او را پشتی‌بانی می‌کردند، چهره‌يی فراموش‌نشدنی از اين سبک را برای دوست‌داران موسيقی ايجاد کرده است.

نخستين فادوخوان سرشناس «ماريا سِورا» نام داشت که در نيمه‌ی نخست سده‌ی نوزده ميلادی ميزيست. نوع فادو او ام‌روزه به «فادو ليسبون» معروف است.

 

كارلوس پاردس

در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ يک رشته آهنگ‌های فادو از شهر کوئيمبرای پرتغال که به نام «فادو کوئيمبرا» معروف شد كه محبوبيت زيادی يافتند. گيتاريستی به نام «کارلوس پاردس» و پدر او به نام «آرتور پاردس» استادان و پيش‌گامان اين گونه از فادو و هم‌چنين گيتار پرتغالی به شمار می‌‌آيند.

كارلوس پاردس در سال 1925 ميلادى در شهر كوئيمبرا در مركز پرتغال در خانواده‌يى موسيقی‌دان متولد شده بود. او به نسلى از هنرمندان پرتغالى تعلق داشت كه زنده‌گى خود را وقف شناختن موسيقى و آواز سنتى فادو پرتغال در سراسر جهان كردند.
كارلوس علاوه بر نوازنده‌گى گيتار پرتغالى، يك آهنگ‌ساز برجسته‌ی موسيقى فادو به شمار مى‌آمد. با مرگ كارلوس پاردس كشور پرتغال بزرگ‌ترين نوازنده‌ی گيتار پرتغالى و آهنگ‌ساز موسيقى فادو را از دست داد.

بنا بر گزارش صدای آلمان*، در پرتغال نمى‌توان موسيقى‌دان و نوازنده‌ی گيتارى را ديد كه به نوعى از كار او تأثير نگرفته باشد. از جمله اثرهاى معروف او ساختن ترانه‌هايى براى «آماليا رودريگش»، خواننده‌ی معروف ترانه‌هاى فادو پرتغالى‌ست. او با گروه معروف «مادرردئوش» هم نواخته است. معروفيت جهانى اين نوازنده‌ی گيتار به دليل تعبير جديد او از نواختن گيتار دوازده سيمى پرتغالى‌ست كه به قول دست‌اندركاران به عنوان سمبل و نشانه اين كشور محسوب مى‌شود. ساز گيتار تا آن زمان فقط به عنوان هم‌راه‌كننده ترانه‌هاى فادو شناخته مى‌شد.

كارلوس پاردس نغمه‌ی اين ساز را به عنوان يك ساز تنها به گوش جهانيان رساند. از او به عنوان يك نابغه‌ی هنرى در كارش نام برده‌اند كه نام گيتار پرتغالى و به دنبال آن كشور پرتغال را در جهان پرآوازه كرد. نغمه‌ی گيتار او بازگوينده‌ی روح غم‌گين و دل‌تنگى حاكم بر موسيقى اين كشور است.

او در سال ۱۹۵۷ ميلادى اولين آلبوم موسيقى خود را منتشر كرد. در سال‌هاى حكومت ديكتاتورى سالازار در پرتغال، او به دليل نظرات چپ‌گرايانه‌اش بيست ماه را در زندان به‌سر برد. اين درست يك سال بعد از انتشار اولين آلبوم موسيقى‌اش، در سال ۱۹۵۸، اتفاق افتاد.

در سال ۱۹۶۳ موسيقى فيلم «سال‌هاى سبز» (Verdes Anos) او را به شهرت زيادى رساند. اين قطعه به سرود ملى دوم پرتغال تبديل شد. «پالو خوشا»، كارگردان اين فيلم، در باره‌ی او مى‌گفت كه او يك كمال‌گراست، آن‌قدر گيتار مى‌نوازد تا انگشتان‌اش به خون مى‌افتند.

در فستيوال گيتار سال قبل در پرتغال به عنوان «كوئيمبرا، پای‌تخت فرهنگى»، هر ده نوازنده‌ی گيتار به نوعى از آثار او در نواختن قطعات انتخابى خود استفاده كرده بودند.

معروف‌ترين آلبوم او «آبگينه‌ی آواها» (Espelho de Sons) نام دارد كه در ۱۹۸۷ منتشر شده است. آثار و ياد او براى دوست‌داران نغمه‌ی گيتارش در پرتغال و سراسر جهان باقى خواهد ماند.

 

ماريزا

«ماريزا»، جادوی پرتغال! «ماريزا» اينک بانوی آواز پرتغال است. آوازی با شکوه چونان آب‌شارانی از نور و خورشيد!

ماريزا در سال ۱۹۷۷ در موزامبيك به دنيا آمده، در همان دوران كودكى به هم‌راهى خانواده‌اش راهى پرتغال گشته و در ليسبون بزرگ شده است. در كنار ديگر خواننده‌گان نوآور فادو، چون ميسيا كريستينا برانكو توانسته است موسيقى اصيل پرتغال را بار ديگر در دنيا، سر زبان‌ها بيندازد.

اگرچه چند سالى بيش نيست كه از فعاليت‌هاى جدى او می‌گذرد، اما بايد گفت كه اين هنرمند جوان، به سرعت توانسته دوست‌داران و منتقدان اين موسيقى را مجذوب خود كند. در سال ۲۰۰۰ به عنوان به‌ترين خواننده‌ی زن فادو در پرتغال انتخاب شد. در سال‌هاى ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ جايزه‌ی منتقدان موسيقى آلمان را دريافت كرد و در فوريه‌ی سال ۲۰۰۳ هم از طرف راديو ۳ بى‌بى‌سى، جايزه‌ی به‌ترين هنرمند اروپايى در بخش موسيقى جهان به وى اعطا شد. او هم مانند ميسيا، يكى ديگر از بانوان نوآور موسيقى فادو، در تلاش برای شکستن سنت‌هاست.

ماريزا با استفاده از اشعار نويسنده‌گان و شاعران نام‌آور پرتغالى، چون خوزه سارماگو و فرناندو پسوآ، سعى داشته و دارد كه حال و هوايى روشن‌فكرانه به فادو ببخشد و هم‌چنين در كنار سازهاى سنتى موسيقى فادو، يعنى گيتار پرتغالى كه شش جفت سيم دارد، گيتار كلاسيك و سازهاى كوبه‌يى، سازهايى ديگر از جمله پيانو را نيز به کار گرفته است.

مردم پرتغال و بسيارى از موسيقى‌شناسان پرتغال، آماليا رودريگش را بزرگ‌بانوى جاودانى موسيقى فادو می‌دانند. او آينه‌ی روح انسان و پرتغالی‌ها بود و زنده‌گى هنرى پر از فراز و نشيبى داشت. اين خواننده‌ی محبوب در روز ششم ماه اكتبر سال ۱۹۹۹ درگذشت، اما هنوز هم در دل مردم پرتغال زنده است. ترانه‌يى مشهور و جاودان او چنين نام دارد: «ليسبون، سرنوشت تو چيست؟». جالب توجه اين كه بسيارى از منتقدان بر اين باورند كه خواننده‌گى و جنس صداى ماريزا شباهت زيادى به صداى آماليا رودريگش دارد.

 

مورنا، موسيقی رازهای آبی!

مورنا که در زبان پرتغالی به معنای «ملايم» است، نوعی از موسيقی کيپ‌ورد است که از موسيقی غم‌گنانه‌ی پرتغال، همان فادو، مشتق شده و شباهت‌هايی به موسيقی برزيلی مودينها دارد. در واقع مورنا ترکيبی از سازهای کوبه‌يی آفريقايی، فادو و ترانه‌های دريانوردان بريتانيايی‌ست.
سزاريا اوورا در سال 1941 در شهر بندری ميندلو واقع در کيپ‌ورد متولد شد. او پس از ملاقات با يک نوازنده‌ی گيتار جذاب، خواندن مورنا را، در سن 16 ساله‌گی آغاز کرد. استعداد او موجب شد تا به زودی در سرتاسر جزاير به اجرا بپردازد. در اواخر دهه‌ی 60 دو مجموعه ترانه راديويی او به شکل آلبوم‌هايی به ترتيب در هلند و پرتغال منتشر شد.**

يادداشت‌ها:

* گزارش صدای آلمان به نقل از تارنمای هنر و موسيقی‌ست.

** برای مرور بيش‌تر در باره‌ی موسيقی مورنا از منابع اينترنتی موسيقی می‌توان بهره برد و نمونه‌های شگفت‌انگيز اين موسيقی را به صورت ويدئو می‌توانيد در بايگانی يك وب‌لاگ بيابيد.

Ç