سال ششم

نه دی 1386

 

 

صفحاتی هميشه‌گی

از روزهای گذشته

طبقات

هم‌راهان

درباره‌ی دوهفته‌نامه

 

 

 

كاوه احمدی علی‌آبادی

هم‌راه با او / آثار پيشين

و نشانی خانه‌ی اينترنتی‌اش:

hermes.blogsky.com

 

 

 

نامه‌رسان

info [@] forough [.] net

 

 

© 1381 تا 1386

برداشت مطلب از «فروغ» به شرط ذكر مأخذ، نام صاحب اثر و اعلام نشانی مجله مانعی ندارد.

 

هنر باغ‌آرايی و فرهنگ پارك‌سازی برای گردش‌گران

كاوه احمدی علی‌آبادی

 

از باغ‌بانی به باغ‌پروری

باغ‌بانی به صرف خود فرآورده‌يی فرهنگی نيست‌، مگر اين كه با چنان تغييراتی توسط انسان هم‌راه شود كه هويتی ورای توليد محصول برای سير كردن و فروش ميوه و محصولات بيابد. هنگامی كه تنها به مراقبت و رسيده‌گی به باغ‌ها اكتفا می‌كنيم‌، هنوز آن باغ‌بانی و باغ‌داری‌ست‌. زمانی باغ به فرآورده‌يی فرهنگی به معنای تام كلمه تبديل می‌شود كه انسان به كام ‌بوهای برخاسته از باغ برسد و خوردن محصولات باغ نيز نه صرفا برای سير شدن‌، كه برای متلذذ شدن در ميانه‌ی باغ صورت گيرد. آن‌گاه است كه «باغ‌پروری» به معنای فرهنگی آن شكل گرفته است‌. هنگامی كه باغ‌ها از شكلی كه در كشاورزی داشتند خارج شدند و بخشی از زيبايی محيطی را كه در جوارش قرار داشتند، بر عهده گرفتند، باغ‌پروری شروع شد. باغ‌چه‌ها و گل‌خانه‌های داخل آپارتمان‌ها، نمونه‌هايی از باغ‌پروری را به نمايش می‌گذارند. اشخاصی نيز كه در پرورش و نگه‌داری گل و گياه تبحر داشتند، مأمور سر پا نگه داشتن و سرزنده‌گی آن‌ها شدند، و دانش و مهارتی كه به آن‌ها كمك كند در كجا چه گياهانی پرورش دهند و در چه فصلی چه بكارند و مقدار آب‌، كود و غذای مورد نياز هر يك از گياهان و درخت‌ها چه‌قدر است و با چه داروهايی ‌آفات‌شان را از بين ببرند.

به بار نشستن در هنر

باغ می‌تواند از يك فرآورده‌ی فرهنگی تا يك اثر هنری ارتقا يابد، آن‌جا كه باغ‌پروری در قامت باغ‌آرايی ظاهر می‌شود. آن هنگامی‌ست كه عملا به تاج باغ‌آرايی برسد. عطر گل‌ها و بوی زنده‌ی سبزه و چمن و درختان و حس جريان زنده‌گی از آب جاری‌، در تركيب با چشم‌نوازی‌شان در جوار هم و پرنده‌گان و حيواناتی كه در آن‌جا زنده‌گی يا سير می‌كنند، باغ آرايی را به گردش‌گران سراسر جهان معرفی می‌كند، اما آن محدود به اين سطح نيز نمی‌ماند. باغ‌آرايی می‌تواند با وام گرفتن از موسيقی‌، آواز، معماری و حتا بافنده‌گی غنا يابد. در باغی كه پرنده‌گان مدام سير می‌كنند، نه تنها چه‌چهه كه حتا هر نوع صدايشان می‌تواند الگوی صوتی انسان را به لذت بردن از آن وا دارد و نجوای همه‌ی حشرات و موجودات زنده‌ی باغ‌، موسيقی طبيعی باغ را به گوش برساند و چه بسا نغمه‌های تماشاگری كه از اين فضا متأثر شده‌، به مجموعه افزوده شود. لم دادن و لمس چمن و گل و گياه و آب جاری از ديگر لذائذ در باغ‌آرايی‌ست. آن می‌تواند به وسعت باغ‌آرايی‌های مجلل و عظيم كاخ‌های اروپايی عصر روشن‌گری باشد يا به شكل باغ‌چه‌های كوچك و ظريف ژاپنی‌. ممكن است به مانند باغ‌های معلق بابل نگينی باشند ميان كوير كه چون ‌آب‌شاری از دره‌يی روان به نظر رسند، يا چون باغ‌های شناور تمدن‌های آمريكای ميانه در دوران كلاسيك‌، باغ‌های ساحلی باشند كه ‌با حصير بر كناره‌ها (سواحل رودخانه‌، درياچه و دريا)، بافته‌يی شناور پنداشته شوند. هر يك از آن‌ها لطف خودشان را برای گردش‌گران خواهند داشت‌‏.

 

باغ‌آرايی نزد ملل مختلف

باغ‌آرايی در ميان ملل و فرهنگ‌های مختلف با شيوه‌ی خاص آنان بر پا بوده است‌. در عهد كهن و باستان پادشاهان بودند كه در جوار كاخ‌هايشان باغ‌هايی پرورش می‌دادند كه هم محل خوش‌گذرانی‌شان باشد و هم مكانی برای پذيرايی از ميهمانان‌. اما باغ در يونان باستان در خدمت علم و فلسفه بود و آكادمی‌ها و كلاس‌های درس در ميان آن‌ها رشد می‌كرد. اين ارثيه تا ام‌روز باقی مانده ‌و‏ بسياری از برترين دانش‌گاه‌های جهان‌، اينك در فضايی كه چون ده‌كده‌يی دانش‌جويی در ميان باغ‌هاست‌، كاشته شده‌اند. باغ‌های مصری تفرج و بهره‌وری (ميوه‌، سبزيجات و پاپيروس‌) را با هم آميزش دادند. گياهان از نقاط مختلف دنيا وارد شده و پوشش گياهی مصر باستان را پررونق ساخته بودند. يك نمونه از آن باغ‌ها در آرام‌گاه مخت ـ رع كشف شد كه به شكل مربع مستطيل و با ديوارهايی بلند است تا از باغ در مقابل شن‌های بيابان و سيل‌آب نيل محافظت كند.

باغ‌های زيبای عربی‌ تمثيلی بودند از بهشت‌، چنان‌كه در قرآن آن را به باغ‌هايی زيبا تشبيه می‌كند. بسياری از اميران و به اصطلاح اربابان خوش‌گذران عرب‌، آن را با لم دادن روی تختی در زير سايه كه غلامان و كنيزان مدام مشغول پذيرايی‌اند، مجسم می‌كردند. كنيزان زيباروی باغ‌های عربی در حقيقت پيكره‌های زنده و متحرك باغ‌ها بودند كه وجه زيباشناسی معماری باغ را  تكميل می‌كردند كه گاه به رقص نيز در می‌آمدند. باغ‌های الحمرا و خبرالايف كه در سده‌ی هشتم در اسپانيا ساخته شده‌اند، هنوز از جمله زيباترين باغ‌های دنيا به شمار می‌روند. يونانی‌ها باغ‌های معلق بابل را از عجايب هفت‌گانه دانسته‌اند. باغ‌های بابل چون حلقه‌ی انگشتری سبزی پيرامون بابل را تسخير كرده بودند. در اين باغ‌ها كه به شكل صفه‌هايی پلكانی ساخته شده بودند و سطح فوقانی‌شان گاه به بيست متر از زمين می‌رسيد، انواع گياهان‌، حتا درختان تنومند نيز ديده می‌شدند. آب را با وسايلی كه توسط غلامان راه‌اندازی می‌شد، از فرات گرفته و از راه مجاری‌يی به باغ سرازير می‌كردند تا سطح مصنوعی خاك زراعی و حاصل‌خيزش را سيراب سازد. معروف است كه بخت نصر باغ‌های معلق بابل را برای هم‌سر ايرانی‌اش - دختر خشتره پادشاه سرزمين ماد - آراست تا او كه در سرزمين پدری‌اش ميان باغ‌های اشباع از گياهان و گل‌ها پرورش يافته بود، احساس دل‌تنگی نكند. ايرانی‌ها كه سابقه‌يی ديرينه در باغ‌آرايی داشتند، به تداوم اين سنت خود همت گماشتند. باغ‌های شيراز علاوه بر وجه زيبايی‌، لذت بردن از عطر و بوی گل‌ها را كه صفت برجسته باغ‌آرايی‌ست‌، با كاشتن و گرفتن انواع عرقيات از گل‌ها، در غايت‌اش به منصه‌ی ظهور رسانده‌اند، كه اينك آماده پذيرايی از گردش‌گران داخلی و خارجی‌ست‌‏.

باغ‌های ماياها كه به چينامپا شهرت داشنند، جزايری بودند بر ساحل درياچه كه با حصير از هم منفك می‌شدند و رويشان با گل ‌و‏ لجن پوشانده شده و درون‌شان انواع گياهان و در اطراف‌شان درخت می‌كاشتند. آنان با ذوق خود، چشم‌اندازی جنگل‌گونه در جوار ساحل دريا پديد می‌آوردند كه چون باغ‌هايی شناور به نظر می‌رسيدند. غربی‌هايی كه از شهر تاريخی سمپوآلا پای‌تخت ‌تمدن توتوناك در قرن شانزدهم ديدن كردند، آن را هم‌چون باغی بزرگ و باشكوه با انواع گياهان توصيف كرده‌اند كه با معابد، ميدان‌ها و بناهايی زيبا، آن گونه جلوه‌يی داشتند كه برخی از تازه‌واردان پنداشتند آن‌ها از نقره ساخته شده‌اند! باغ در نزد چينيان ‌مكان آرامی بود برای مراقبه و تأمل‌، هم‌چون باغ‌های ذن ژاپنی‌. تخته‌سنگ‌های عظيم و به شدت شيب‌دار و كلبه‌های كلاه‌فرنگی‌، سبك خاص آنان را نمايش می‌دهد. در باغ‌چه‌های ژاپنی كه چای‌خانه در يك گوشه‌ی آن آراميده بود، مسير سنگ‌فرش شده ‌از‏ ميان سنگ‌های قنديلی شكلی كه خزه‌پوش شده بودند، گذر می‌كرد و به چشمه‌يی طبيعی و سپس چای‌خانه‌ای ختم می‌شد كه شايد نقاشی‌يی به شيوه‌ی ذن نيز ضميمه‌ی آن‌ها شده بود. هر شی‌ئی در آن با قصدی معين و آگاهانه و البته با آداب و رسومی ژاپنی ‌برگزيده شده بود، از جام چای‌خوری و سينی لاكی كه بايد در ساده‌گی و طبيعی عرضه می‌شدند تا رفتار ميزبان كه در كمال آرامش ‌و‏ ادب پذيرايی می‌كرد.

در باغ‌های عصر روشن‌گری‌، طراحی و معماری تعيين‌كننده‌ترين اصول باغ‌آرايی بودند، كه بيش‌تر مكانی برای تعامل ‌اشراف به شمار می‌رفتند. باغ‌های سن پترزبورگ در روسيه‌، لاگرانجا در اسپانيا و كاسترا در ايتاليا، كاخ بلنهايم در انگلستان و مهم‌تر از همه‌، ورسای در فرانسه‌، از اين جمله‌اند. اما پس از ارضا از سبك خشك و فرهيخته‌ی طراحی باغ‌، تمايل به گرايشی درست ضد آن پديد آمد. ديگر طراحی طبيعت بود كه سرمشق طراحی مصنوعی باغ‌آرايی قرار می‌گرفت و حتا به جای كاخ‌ها، ويرانه‌ها را ترجيح دادند تا هرچه بيش‌تر نزديكی به چشم‌اندازهای دنيای واقعی و طبيعی را باورپذير كرده باشند. كامل‌ترين نوع از اين سبك در باغ‌آرايی در باغ‌های دزرت درتز ديده می‌شود. در دره‌يی در قلب جنگل‌، ويرانه‌يی به شكل باستان به جای گذاشته ‌شده است‌. توريست‌ها و بازديدكننده‌گان با عبور از يك غار وارد باغ می‌شوند و معماری‌يی از تمدن‌های مختلف را در هر سوی ‌مشاهده می‌كنند، هرمی به سبك مصر باستان‌، معبدی به شيوه‌ی يونانی و محراب و گوری به سبك رومی‌، با چادرهای تاتاری و كلبه‌يی چينی در ديگر سوی‌، از شاه‌كارهای ديگر آن هستند. در اين ميان‌، نبايد باغ‌های ارمنی را ناديده گرفت‌. آن كليساهای ‌قديمی با رگه‌های شرقی و قيلافه منحصر به فردشان كه از باغ‌هايی در جوارشان سود می‌برند، با درختانی كه گاه به زيبايی هرچه تمام‌تر، از طرح‌های هندسی گرفته تا نقاشی‌های ظريف طبيعت‌گرا كنده‌كاری و منبت‌كاری شده‌اند. باغ‌های گورستان‌های ارمنی ‌كه ريتم صليب‌ها و بعضا حكاكی سنگ قبرها را با هنرمندی در آميخته است، در كشورهای اسلامی‌ فضايی مرموز را در ذهن بچه‌های مسلمانان ترسيم می‌كنند كه با رازواره‌گی خاص‌شان‌، منبع بسياری از داستان‌های خيالی و وحشت‌ناك كودكانه و محلی واقع می‌شوند.

 

معماری در باغ‌آرايی

چينش همه‌ی عناصر باغ در ارتباط با يك‌ديگر و با قواعد تجسمی‌، معماری باغ‌آرايی را شكل می‌بخشد، اما نه معماری شی‌ئی ‌بی‌جان‌،‏ بل‌كه به مثابه‌ی معماری موجودی زنده و با طروات كه به بيننده‌گان‌اش مدام حس زنده‌گی می‌بخشد. باغی كه در آن مجسمه‌ها، سنگ‌ها، صخره‌ها، پله‌ها و گذرگاه‌های مارپيچ در سطح و ارتفاعی متفاوت با هم قرار گرفته و آب‌روها و آب‌گيرهای آن‌، چون شريانی در همه‌ی قطعات باغ جاری باشد، گزينش گل‌ها و گياهان نسبت به آن‌ها و حتا لانه‌های انواع پرنده‌گان و ساير حيوانات ‌(حشرات‌، سنجاب‌ها و ...)‏ به دقت تعبيه شود و نحوه‌ی گردآوری‌شان در هر باغ‌چه نسبت به ساختار كلی باغ به گونه‌يی ‌باشد‏ كه چشم‌نوازی و خوش‌بويی را نيز مد نظر قرار داده باشد، حتا چه بسا تركيب پيچك‌ها و گياهان خزنده با گل‌ها و درختان‌و همين طور امتزاج‌شان در سطح چمن باغ و نحوه‌ی در كنار هم خفتن انواع گل‌ها با انواع درخت‌ها، بافتی را به آن شكل می‌بخشد كه انگار با كليت باغ به مثابه‌ی يك بافته‌ی هنری روبه‌روييم‌. آن‌گاه است كه معماری در خدمت باغ‌آرايی آمده است و بيننده‌يی ‌می‌تواند‏ با قرار گرفتن در ضلعی از باغ ‌(كه آن هم می‌تواند به دقت انتخاب شده باشد)، از امتزاج همه‌ی اين ابعاد هنری در قالب هنری جديد با نام باغ‌آرايی كمال لذت را ببرد.

باغ‌های عربی‌، مغولی و ايرانی از طرح‌های هندسی استفاده می‌كردند. باغ‌های ايرانی برای اين كه تنها در گذشته فرو نروند، چه چشم‌اندازهايی را می‌توانند نشان دهند؟ باغی كه در آن چيزی شبيه يك فرش‌، امتزاجی گونه‌گون و در عين حال‌، بافته‌يی يگانه باشد، كه ورای طرح‌های هندسی و تركيبی رود و به طرح‌هايی تلخيصی دست يابد؟

در باغ‌های عصر روشن‌گری بود كه طراحی ‌و‏ معماری بر طبيعت غلبه يافت‌. باغ‌های ورسای در فرانسه‌، نمونه‌يی بارز از آن شيوه‌ی باغ‌آرايی‌ست، اما مدتی نگذشته بود كه ‌سليقه‌ها‏ از خطوط هندسی در معماری باغ به سوی طراحی طبيعی چرخيد. ديگر ترجيح می‌دادند كه مناظر طبيعی و تپه‌ها و چشم‌اندازها، همان‌گونه كه در طبيعت به نظر می‌رسند، طراحی شوند.

 

پارك‌ها در شهرها

اما باغ‌آرايی می‌تواند چون بسياری از ساخته‌های بشر همواره تا حد يك هنر ظاهر نشود. آن می‌تواند بدون اين كه از اصول زيباشناسی هنری لب‌ريز باشد يا صرفا پذيرای هنرشناسان فرهيخته‌يی باشد كه به خوبی بدانند اينك كه از باغ لذت می‌برند با اثری هنری مواجه‌اند، عده‌يی را در اوقات فراغت دور هم جمع كند تا از تجربه‌ی حضور در فضای طبيعی‌، زيبا و آرام لذت ببرند. آن‌ها با استشمام هوای سالم و تجربه‌ی تر و تازه‌گی بوته و چمن‌، حس زنده‌ی زنده‌گی را لمس می‌كنند. آن هنگام است كه پارك‌ها در شهرها شكل می‌گيرند. در جوامع شلوغ و فضای مصنوعی شهری‌، نياز به تجربه‌ی فضايی طبيعی و آرام احساس می‌شود و اين ضرورت ساختن مكان‌هايی در قالب پارك‌ها را ايجاب می‌كند. پارك‌ها مشخصا محصول فرهنگی جوامع شهری هستند. اين فضاهای ‌باصفا،‏ ديگر چون كاخ‌های ورسای در اختيار معدودی نيست‌، بل‌كه هر شهروندی می‌تواند از فضای پارك استفاده كند. پارك‌ها با گل و گياه‌، آب جاری‌، فواره‌ها و مكان‌هايی كه مردم بتوانند هر از گاهی در آن‌جا نشسته و كمی آرام گيرند و پس از كسب ‌انرژی به راه‌شان ادامه دهند، فضايی دنج و مناسب را در اختيار شهروندان قرار می‌دهند. پارك‌ها نشان داده‌اند كه جای مناسبی ‌برای برخی تعاملات اجتماعی نيز هستند: بازنشسته‌گان برای آشنايی‌، گفت‌وگو و تعامل با يك‌ديگر جايی به‌تر از صندلی‌های پارك نمی‌شناسند. از پارك‌ها حتا بچه‌ها نيز لذت می‌برند و آنان علاوه بر جست و خيز در فضای باز پارك می‌توانند در بخش‌هايی كه مخصوص آنان ساخته شده بازی كنند. چنين امكاناتی در فضاهای متعارف شهری و به خصوص آپارتمان‌ها دست‌يافتنی ‌نيست‌‏.

اينك‌، برخی از پارك‌های كلان‌شهرها آن قدر گسترده و مجهز شده‌اند كه بسياری از امكانات باغ‌های كاخ‌های گذشته را با نيازهای ام‌روز در خود جمع زده‌اند. سنترال پارك نيويورك نمونه‌يی مناسب از اين نوع است‌. مساحت بسيار زياد آن بخش بزرگی از منهتن نيويورك را اشغال كرده كه در هر سمت آن يك نوع فرهنگ و جمعيت شهری از مليت‌های مختلف را می‌توان يافت‌. در حالی كه دارای قصری در جوار درياچه است‌، انواع مجسمه‌ها، از يادبودهای تاريخی گرفته تا مجسمه‌هايی شبيه حيوانات كه بچه‌ها از آن لذت می‌برند، قابل مشاهده‌اند. پيست‌های ويژه‌ی دوچرخه و اسكيت و پياده‌روی سر جايشان‌، حيواناتی آزاد در پارك می‌چرخند كه گاه چون سنجاب‌ها از دست مردم چيزهايی گرفته و می‌خورند. درشكه نيز آماده است تا بازديدكننده‌گان را در پارك بچرخاند و به هر نقطه از آن كه مايل‌اند، برساند. در اضلاعی از پارك نيز شعبده‌بازان و هنرمندان گه‌گاه هنرنمايی می‌كنند.

 

Ç